RSS  | خانه | ارتباط با من | درباره من | پارسی بلاگ|مجموع بازدیدها: 24424 | بازدیدهای امروز: 5| بازدیدهای دیروز: 46
درباره خودم
سیاست
علی[151]
سیاست ایده آل ما سیاست علویست سیـــــاستی کـــه نه بر تـــن ها کــه بـــــر دلهــــا حکم میــــــراند در این سیاست تقــــوا و عدالت حرف اول را میزند .
لوگوی وبلاگ

پیوندهای روزانه
مطالب قبلی
مطالب قبلی
موضوعات
لینک های دوستان
اندیشکده روابط بین الملل
جلوه او
سجاده ای پر از یاس
انتظار
حرف های جوانی
اموزش . ترفند . مقاله . نرم افزار
کالبد شکافی جون مرغ تا ذهن آدمیزاد !
با سید علی تا ....
به نام وجود با وجودی که وجود بی وجودم ز وجودش شده موجود
ایران اسلام
شمیم وصل
چفیه
یوسف
دنیای امروز ما
آدمک ها
خانه طلبگی
تخیّلات خزان‌زده یک برگ بید
تکنولوژی کامپیوتر
آقاشیر
سین جیم های اخلاقی
تنهایی های منتظر
هرچه می خواهد دل تنگت بگو(مشاوره)
جمهوریت
عطاری عطار
گل دختر
آبدارچی
وبلاگ شخصی محمدعلی مقامی
بهترین آرزوهایم تقدیم تو باد
تا به کجا این چنین ...!!!
مذهبی
پاورقی
شیعه مذهب برتر
نورهدایت
کوثر
هزار و یک نکته
خلوت تنهایی
رمز موفقیت
ققنوس
پاک دیده
بازمانده تنهای تنها
خیلی دور _ خیلی نزدیک
شکوفه نرگس
صمیمانه ها
جاء الحق و زهق الباطل
پیامبر اعظم(صلی‏الله‏علیه‏وآله‏وسلم) - The Holy Propht -p.b.u.h
هوافضا و هواپیما
آقازاده (علی رضا احمدی نژاد)
شلمچه
پاییزی ...
انگاره
ماه نا تمام
السَلامُ عَلیکَ یا ابا عَبدِ الله الحُسَین (ع)
بام ایران
آزادی بیان( سخنرانیهای دکتر حسن عباس
سایه روشن
بهارستان
دکتر غریب
سید عبدالمجید زواری
بازی بزرگان
محراب اندیشه
یه مسافر
پله پله تا خدا
نگاهی به مبدا و مقصد تاریخ
نافذ
عرشیان
بازتاب نیوز
بی قرار ظهور
یاوران
حکمت
احیاگری
مارکوبولو
شوخی
جنایات اسرائیل
تریبون آزاد
الا فان حزب الله هم الغالبون
وبلاگ شخصی امین نورا
در محضر قرآن و عترت
مزار شهدا
طریق عشق
نفحات
روزگار رهایی
استشهادی
روح و ریحان
برای تو
پریوش
حسبی ربی
عشق ملکوتی
به وسعت دنیا
کلرجی من
تا شکوفه ی عشق
اینک از حال به آینده پلی باید زد ...
سرزمین تاریخ
الهی لاتودبنی بعقوبتک
دقایق سرخ زندگی

وبلاگ گروهی یاران وفادار انقلاب اسلامی
شهدای کوه سرخ
فیروزه
انعکاس شیشه ای
کوچه دل
اشکها و لبخندها
یک آرزو
یاران علی زمان
منتظر یار
جدید ترین دانلودهای دنیا
لوگوی دوستان
اشتراک

نام:

ایمیل:

 
یاهو
   1   2   3   4      >

"بسم الله الرحمن الرحیم

به یقین این‌گونه سخنان هیچ‌گونه سازگاری با متون اسلامی به خصوص قرآن مجید ندارد و دانسته یا ندانسته جسارت عظیمی به قرآن مجید و پیامبر عظیم الشان اسلام (ص) است و قداست قرآن را زیر سوال می‌برد. در اینجا توجه شما عزیزان را به چند نکته ضروری می‌دانم:

1- سرچشمه این تفکر انحرافی – که تازگی هم ندارد – دو چیز است:

الف) فرو رفتن در افکار صوفیانه افراطی و تاثرپذیری از مساله "حلول و اتحاد" صوفیان آن گونه که در عبارات بالا و تعبیرات فوق نیز نمایان است که وجود پیامبر (ص) را پر از خدا می پندارند و مانند آن.

ب) ناتوانی در برابر تفسیر بعضی از آیات قرآن مجید مانند آیات مربوط به هفت آسمان و رجوم الشیاطین و امثال آن و پنداشتن ناسازگاری آن با علوم روز، و این به آن می‌ماند که انسانی که بر اثر نقص اطلاعاتش گوشه دیوار قصر باشکوهی را ناموزون می‌بیند، برخیزد و بخواهد آن قصر را از بیخ و بن ویران کند!

2- مفهوم این سخن که قرآن مجید مستقیما از سوی خدا نیست- العیاذبالله – تکذیب پیامبر (ص) است زیرا:

الف) در 10 آیه از قرآن مجید می خوانیم: "تنزیل من رب العالمین"(واقعه ، آیه 88) "تنزیل الکتاب من الله العزیر الحکیم" (زمر ، آیه 1) و... .

اگر قرآن جوشیده از درون روح پیامبر(ص) است چگونه آن را با این صراحت به خداوند متعال نسبت می‌دهد. آیا این تکذیب پیامبر (ص) نیست؟!

آیا همین که خداوند آفریننده اوست مجوز تعبیر"تنزیل من رب العالمین" می‌شود؟ اگر این گونه است پس چه مانعی دارد که بگوییم تمام اشعار حافظ و سعدی از سوی خداست زیرا خداوند آفریننده آنهاست! اضافه بر این آیا خدا قادر نیست که مستقیما وحی خود را به پیامبرش نازل کند و حتما باید از این راه وارد شود؟

ب)در ده ها آیه از قرآن مجید آمده است ما قرآن را در شب قدر نازل کردیم یا قرآن را برای این نازل کردیم که مردم را از "ظلمات" به سوی " نور" هدایت کنی (ابراهیم، آیه 1) یا با صراحت دستور می‌دهد آنچه را بر تو نازل کردیم ابلاغ کن که اگر نکنی رسالت خدا را انجام نداده‌ای (مائده ، آیه 67)

آیا این آیات هرگز با جوشیدن قرآن از درون پیامبر سازگار است، آیا پیامبر خودش به خودش ماموریت می‌دهد و خودش را تهدید می‌کند؟

ج) در بیش از 300 آیه قرآن مجید خطاب به پیامبر (ص) آمده است:" قل" (بگو) آیا پیامبر(ص) خودش به خودش می‌گوید بگو؟! و ماموریت می‌دهد؟! یا همه این ها کلام خدا و ماموریت الهی است. مختصر تاملی در آیات قرآن جای تردید نمی‌گذارد که قرآن می‌فرماید که همه این آیات مستقیما از سوی خداوند بر پیامبر (ص) نازل شده نه از فکر او جوشیده و نه پیامبر (ص) به منزله یک بلندگوست بلکه روح عظیم او قادر به تحمل دریافت وحی از سوی خداوند بزرگ بوده است.

د) بارها می‌شد که نزول وحی تاخیر می‌افتاد و پیامبر (ص) در فشار دشمنان قرار می‌گرفت و در انتظار نزول وحی می‌نشست، از جمله در داستان تغییر قبله از بیت‌المقدس به سوی کعبه که قرآن می‌فرماید: "قد نری تقلب وجهک فی‌السماء..." ما دیدیم پیوسته به سوی آسمان می‌نگری (و در انتظار وحی الهی هستی، اکنون به تو اعلام می‌کنیم) ما تو را به سوی قبله‌ای باز می‌گردانیم که از آن خشنود شوی (بقره، آیه 144). آیا پیامبر (ص) خودش در انتظار خویش می‌نشست، یا "لایه‌ای" از وجود او منتظر "لایه" دیگری بود این به طنز شبیه‌تر است تا به یک واقعیت!

هـ) در آیه مباهله خداوند به پیامبر (ص) دستور می‌دهد که اگر مخالفان در برابر دلایل علمی تو سر تسلیم فرود نیاوردند آنها را دعوت به مباهله کن (آل‌عمران، آیه 61) آیا پیامبر(ص) به خودش دستور مباهله می‌دهد و از این صریح‌تر این که گروهی به پیامبر(ص) پیشنهاد کردند که قرآن را تغییر دهد و نکوهش از بت‌های آنها نکند آیه نازل شد و فرمود: "قل ما یکون لی أن ابدله من تلقاء نفسی ان اتبع الا ما یوحی الی إنی اخاف إن عصیت ربی عذاب یوم عظیم" من هرگز نمی‌توانم از پیش خود قرآن را تغییر دهم من تنها از وحی که بر من می‌شود پیروی می کنم". ( یونس ، آیه 15)

خلاصه این که یا باید پیام روشن این آیات را پذیرفت و یا العیاذبالله باید با مشرکان مکه هم‌صدا شد و گفت: "افتری علی الله کذبا، او فقط افترا به خداوند می بندد".(مومنون ، آیه 38)

3-این تعبیر زشت که "فصاحت قرآن بر حسب حالات پیامبر(ص) تغییر می‌کند هرگاه روح پیامبر(ص) در اوج باشد قرآن فصیح‌تر می‌شود و اگر نباشد فصاحت کمتر خواهد شد مانند اشعار شعرا" آیا این سخن قداست و الهی بودن قرآن را به کلی زیر سوال نمی‌برد و در سر حد اشعار شاعران تنزل نمی‌دهد که گاه ذوق آنها گل می‌کرد و بهترین اشعار را می‌سرودند و گاه که چنین نبود اشعار عادی!

4-از آن زشت تر این که گفته شود آیات قرآن حتی در مسایلی مربوط به معاد و نعمت‌های بهشتی رنگ و صبغه عربی داشته است که مفهومش این است "حور مقصورات فی‌الخیام" (الرحمن، آیه 72) واقعیتی ندارد بلکه معلول برداشت پیغمبر(ص) از طرز زندگی قبیله و عشیره او است!

با این گونه سخنان چه اعتباری برای قرآن باقی می‌ماند و چرا بدون آگاهی از قرآن هر چه بر قلم آنها جاری شد می‌نویسند و به نتایج آن نمی‌اندیشند؟!

5-از همه زشت‌تر و تنفرآمیزتر نسبت خطا دادن به قرآن مجید و پیامبر(ص) در مسایل مربوط به "دانش‌های غیردینی" است که گفته شود چون علم پیامبر(ص) در مسایل طبیعی و... فراتر از علم زمان خودش نبود بنابراین آیاتی که در آن سخن از این علوم به میان آمده ممکن است آلوده به انواع خطا باشد که با پیشرفت علوم خلاف آن اثبات شده است.

اگر –العیاذ بالله – احتمال خطا حتی در یک آیه از آیات قرآن راه یابد دیگر چه کسی می‌تواند به عنوان وحی آسمانی بر سایر آیات آن تکیه کند چرا کسی که دم از اسلام می‌زند و خود را مسلمان و پایبند به احکام اسلام می‌شمرد، این گونه بی‌محابا به قرآن نسبت ناروا می‌دهد و به آثار شوم گفته‌های خود فکر نمی‌کند؟

بزرگان علمای شیعه تاکید می‌کنند که معصوم بودن پیامبر(ص) و امامان (ع) از خطا از آغاز عمرشان حتی قبل از نبوت و امامت شروع می‌شود تا هرگز پایه اعتماد مردم بر اثر دیدن خطا از آنها متزلزل نشود (ببین تفاوت ره از کجاست تا به کجا).

بلکه به عکس، ما در آیات فراوان مطالبی می‌بینیم که کاملا فراتر از علوم زمان آن حضرت بوده است اولا قرآن می گوید: "لا یاتیه الباطل من بین یدیه و لا من خلفه تنزیل من حکیم حمید" هیچ امر باطلی نه امروز و نه بعد از آن دامان قرآن را نمی‌گیرد (زیرا) از سوی خداوند حکیم و حمید نازل شده است" (فصلت، آیه 42)

ثانیا: این نکته شایان دقت است که به هنگام نزول قرآن هیات بطلمیوس بر تمام محافل علمی دنیای آن روز حاکم بود و مطالب آن "ماه" و "خورشید" را در دل افلاک که مانند طبقات پیاز روی هم قرار داشتند میخکوب می‌دانستند و می‌گفتند افلاک پوست پیازی حرکت می‌کند نه ماه و خورشید در حالی که قرآن مجید در آن روز طبق آیه 40 سوره یس، خورشید و ماه را در فضا "شناور" شمرده و می‌فرماید: "وکل فی فلک یسبحون" این حقیقتی است که بعد از هزار سال برای دانشمندان هیات کشف شد و آن روز کسی از آن خبر نداشت.

و نیز بر طبق هیات بطلمیوس زمین مرکز عالم و ثابت و بی‌حرکت بود و در حالی که قرآن برای آن حرکت سریع و بی سر و صدا همچون حرکت ابرهای آسمان قائل است و می‌گوید "و تری الجبال تحسبها جامده و هی ثمر مر السحاب صنع الله الذی اتقن کل شیء إنه خبیر بما تفعلون" (نمل، آیه 88) کسانی که گمان می‌برند آیه مربوط به دگرگونی‌های آستانه قیامت است سخت در اشتباهند زیرا سخن در آیه از اتقان و نظم این جهان است نه به هم خوردن جهان.

حرکت زمین مطلبی است که بعد از هزار سال از نزول قرآن ثابت شد، با این حال چگونه به خود اجازه می‌دهند که اگر به فرض بعضی از آیات قرآن را ناسازگار با دانش روز دیدند (که حتما چنین نیست و در تفسیر آن را ثابت کرده‌ایم) جسورانه سخن از خطای قرآن و خطای پیامبر(ص) به میان آورند همان قرآنی که به گفته رسول‌الله (ص) دریای بیکرانی است که شگفتی‌هایش احصا نمی‌شود و مطالب بدیعش کهنه نمی‌گردد (لاتحصی عجائبه و لاتبلی غرائبه ) و به گفته امیرمومنان در نهج‌البلاغه بهار دلها و چشمه‌های جوشان علم در آن است (فیه ربیع‌القلب وینابیع العلم) زهی بی‌انصافی!

چرا در زمانی که دشمنان اسلام در غرب، قرآن و پیامبر اکرم(ص) را هدف تیرهای هتک و افترا و توهین قرار داده‌اند در داخل نیز سخنانی گفته می‌شود و قداست آن بزرگوار و قرآن را زیر سوال می‌برد.

به هر حال لازم است از گفته‌های خود توبه نموده و عذر تقصیر به پیشگاه خداوند و قرآن بیاورد و برای جبران بکوشد. خداوند همه را به راه راست هدایت فرماید."




نویسنده: علی(جمعه 23/1/1387 :: ساعت 10:57 عصر)

همانطور که در خبرها آمده بود رئیس جمهور در پیام نوروزی خود از اجرای طرح بزرگ تحول اقتصاد کشور برای ریشه کن کردن نابسامانی‌های موجود اقتصادی در سال 1387خبر داد. که این طرح با محور هدفمند کردن یارانه ها خواهد بود.


رئیس جمهور در پیام نوروزی خود از اجرای طرح بزرگ تحول اقتصاد کشور برای ریشه کن کردن نابسامانی‌های موجود اقتصادی در سال 1387خبر داد.


با توجه به این که یکی از مشکلات اصلی اقتصادی در دولت های هاشمی رفسنجانی و خاتمی هدفمند کردن یارانه ها بود، احتمالا بر این اساس محور تحول بزرگ اقتصادی یاد شده از سوی احمدی نژاد هدفمند کردن یارانه ها در جهت بهره گیری اقشار کم درآمد و محروم خواهد بود.


یکی از مشکلات یارانه ها در کشور این است که افراد دارا بیشتر از اقشار با درآمد پایین از آن بهره می برند و از مدت ها دولت ها به دنبال اجرای طرحی برای هدفمند کردن این یارانه ها بودند، اما اجرایی نشد که دولت نهم قصد دارد با برنامه ریزی در این زمینه به این سمت حرکت کند.


در ویرایش های اولیه طرح ، پیش بینی شده با حذف یارانه های موجود ، مبلغ این یارانه بطور مستقیم ، نقدی و سرانه بین همه اتباع ایران توزیع شود. یک بررسی اولیه، مبلغ قابل توزیع در سال 87 را حدود 50 هزار تومان برای هر نفر در ماه برآورد کرده است.


بسیاری از کارشناسان افتصادی معتقدند، هدفمندشدن یارانه ها در صورتی قابل اجراست که گروه‏های هدف طرح کاملا قابل شناسایی باشند. مدافعان طرح نقدی کردن یارانه ها، اجرای سهام عدالت را به عنوان دلیلی برای قابل شناسایی بودن گروه های درآمدی هدف عنوان می کنند و معقتدند بانک داده ی حاصل از اجرای طرح سهام عدالت می تواند به عنوان بستر اطلاعاتی شناسایی گروه های هدف در طرح نقدی کردن یارانه ها مورد استفاده واقع شود.
از سوی دیگر، خطرات تورمی هدفمند کردن یارانه‏ها در صورت انتخاب گزینه توزیع نقدی یارانه ها از جمله نکاتی است که دولت را در نهایی و اعلام کردن این طرح دچار تردید کرده است.


همچنین خاطره بد عمومی از نقدی کردن یارانه ها در زمان دولت سازندگی باعث شده تصمیم گیری در دولت برای تصویب نهایی طرح نقدی کردن یارانه ها با کندی و تردید روبرد. در سال 1369 دولت آقای هاشمی رفسنجانی یارانه گوشت مرغ را به بهانه نقدی کردن یارانه ها حذف کرد و خاطره بدی در افکار عمومی از نقدی کردن یارانه ها بر جا گذاشت.


آقای سید محمد خاتمی، رئیس جمهور سابق، تاخیر در هدفمندکردن یارانه ها را از جمله ناکامی های دولت خود برشمرده بود. 
انتظار می رود این طرح در صورت اجرا، شکست یا موفقیت، تاثیرات قابل توجهی بر اقتصاد و نیز عرصه سیاسی داشته باشد و به خبر سال 87 تبدیل شود.




نویسنده: علی(دوشنبه 19/1/1387 :: ساعت 11:35 صبح)

دبیرکل حزب کارگزاران در سرمقاله امروز ارگان خود به صراحت به شکست در انتخابات اعتراف کرد و با انتقاد از اینکه اصلاح طلبان پس از باخت در هر انتخابات رقیب را به تقلب متهم می کنند، پیشنهاد کرد اصلاح طلبان با حذف گروههای کوچک، آرمانگرا و تفرقه افکن، به سمت ایجاد جبهه ای واحد و بزرگ برای انسجام سازمانی حرکت کنند.


 



غلامحسین کرباسچی در ابتدای این یادداشت با اشاره به برگزاری انتخابات 24 اسفند نوشت: انتخابات هشتمین دوره مجلس در هفته‌ای که گذشت، برگزار شد. سرانجام 24 اسفند آمد و رفت و در این میان و مطابق با روال متعارف، پیش از انتخابات فضای موجود به شیون‌ ردصلاحیت‌ها و در روزهای باقیمانده تا انتخابات به تلاش و تمنای رای از مردم، در روز انتخابات و عرصه رقابت به دل‌نگرانی یا دلخوشی از پیروزی و پس از آن به فغان و فریاد تقلب و تغییر آرا و آمار گذشت.


 


وی با بیان اینکه اگر اصلاح طلبان به دور از رویکردهای احساسی، با تحلیلی آماری نتایج انتخابات را بررسی کنند، از بدبینی، تعجب و تأسفشان کاسته می شود، به آراء اصولگرایان در این انتخابات و انتخابات های گذشته اشاره کرد و افزود: از سوی دیگر طرف مقابل (جناح چپ) که از بقیه آرای جامعه پشتیبانی می‌گیرند نیز در شرایطی مانند امروز نباید به‌طور مداوم به تقلب، تعجب و بدبینی به شورای نگهبان یا وزارت کشور بیندیشند و دیدگاه‌هایی از این دست را در جامعه رواج دهند. در همه دوره‌های گذشته و برگزاری انتخابات مشابه در کشور (برای مثال در دوران مدیریت آقایان ناطق، محتشمی‌پور، نوری، بشارتی، موسوی‌لاری و پورمحمدی) همواره کسانی که در جریان مسوولیت اجرای انتخابات بوده‌اند با تمام وجود از صحت انتخابات دفاع کرده و می‌کنند، این در حالی است که در سوی دیگر موضوع یا شورای نگهبان یا نمایندگان منتخبانی قرار دارند که این رویکرد مسوولان را تخطئه و آنها را به وقوع تقلب و خلاف متهم می‌کنند. یک‌بار باید بپذیریم که فراتر از این جریان‌سازی‌ها با استناد به آمار و ارقام و... نتایج را تحلیل کنیم و در مسیر انجام انتخابات قانون را دنبال کرده و درصدد رفع نابسامانی احتمالی با استفاده از راهکارهای قانونی موجود برآییم.
کرباسچی در بخش دیگری از این نوشته با اذعان به ناتوانی اصلاح طلبان در متقاعد ساختن رأی دهندگان اضافه کرد: واقعیت این است که در برابر جناح رقیب، با همه تلاش‌هایی که به‌کار بستیم در این دوره از انتخابات نتوانستیم بیش از 30 درصد رای‌دهندگان را برای مشارکت به حرکت درآوریم. آنها نیز با وجود لیست‌های متعدد و عدم انسجام، رای خود را بین نامزدهای زیادی شکستند و نتیجه‌ای که حاصل شد را رقم زدند.

این روزها بسیاری از افراد سر خود را زیر برف کرده و حتی با گول زدن خود از ((لبخند مردم به اصلاحات)) یا ((پیروزی اصلاحات)) نام برده اند و لبخند را بر لبان دوستان نشانده اند . اصلاح طلبان همانند آقای کرباسچی باید این واقعیت را بپذیرند که فعلا مقبول مردم واقع نشده اند و با چسباندن انگ های مختلف که اتفاقا به مذاق دشمنان هم خوش آمده و با به به و چه چه از آن استقبال کرده اند کاری پیش نمیبرند . وقتی مجلس آلمان قبل از انتخابات از اصلاح طلبان حمایت میکند و یا وقتی بوش و هم پیمانان او از اصلاح طلبان حمایت میکنند واضح است که در صورت عدم پیروزی آنها ، برگزارکنندگان انتخابات  را به تقلب و نمایشی بودن متهم نمایند .


بهار طبیعت از راه رسید چه زیباست که دلهایمان را هم بهاری کنیم به هم مهر و عطوفت بورزیم و به رای و خواست مردم احترام بگذاریم هر انتخاباتی دچار کم و کاستی ها است و مطمئنا انسان ممکن الخطاست . دقت کنیم اگر همه چیز را فقط برای ارضای نفس خود به زیر سوال ببریم زمانی خود مان نیز زیر سوال خواهیم رفت . آن شخصی که الان رای نیاورده چه بسا چند سال دیگر جزو برگزار کنندگان انتخابات باشد و اروز خود او نیز علی رغم سختی و زحمات جهت صیانت از رای مردم به تقلب متهم میشود ...


آرزو و دعا میکنم سال جدید سالی توام با صفا و صمیمت و سلامتی و بهروزی برای تمامی مسلمانان عالم باشد . انشاء الله سال جدید سال ظهور یوسف زهرا (عج) و سال رهایی مستضعفان عالم از جمله مردم مظلوم فلسطین و عراق و افغانستان و ... از زیر یوغ استکبار و ایادی صهیونیستش قرار گیرد . موفق و موید باشید




نویسنده: علی(سه‏شنبه 28/12/1386 :: ساعت 8:14 عصر)

خبرگزاری فارس: در پی پس گرفتن امضای برخی هنرمندان در حمایت از ائتلاف اصلاح طلبان نشست ویژه‌ای با حضور خاتمی در منزل منیژه حکمت برگزار شد.
در این نشست که سه‌شنبه شب و با حضور سیدمحمد خاتمی، احمد مسجدجامعی و محمدحسین بهشتی در منزل منیژه حکمت کارگردان زن سینمای ایران برگزار شد، وضعیت حمایت و پس گرفته شدن برخی امضاها مربوط به حمایت هنرمندان از ائتلاف اصلاح‌طلبان مورد بحث و بررسی قرار گرفت.
در این نشست علیرغم دعوت، تعدادی از هنرمندان باسابقه کشور، جمعی از آنان حاضر به حضور در این نشست نشدند.
چند روز پیش نامه‌ای با عنوان حمایت 170 نفر از هنرمندان برجسته کشور از ائتلاف اصلاح‌طلبان در هشتمین دوره انتخابات مجلس شورای اسلامی منتشر شد که پس از آن تعدادی از این هنرمندان با پس گرفتن امضای خود، حمایت خود را از این ائتلاف تکذیب کردند.
همچنین قرار بود عصر امروز تعدادی از هنرمندان با فراخوانی ائتلاف اصلاح‌طلبان در چهارراه ولی‌عصر مقابل تئاتر شهر جمع شوند که هیچ‌کدام از هنرمندان به این دعوت پاسخ ندادند.


                                                               *****************************************


«پرویز پرستویی» هم امضای فهرست حمایت از اصلاح‌طلبان را تکذیب کرد


خبرگزاری فارس: پرویز پرستویی ضمن انتقاد شدید از منیژه حکمت گفت: بنده اصلا ذهنیت ایشان را قبول ندارم و فکر می‌کنم ملت ایران با این اتفاقات که در این 20 و چند ساله افتاده‌ است، آنقدر درک و دریافت دارند که بدانند چه نماینده‌ای را انتخاب کنند.


 




«پرویز پرستویی» اظهار داشت: دیشب متوجه شدم، خانم حکمت نامه‌ای بلند بالا منتشر کرده‌اند و انتقاداتی هم به انتخابات داشته‌اند و آورده‌اند که به حمایت از آقای خاتمی به جناح چپ رای بدهیم.
پرستویی خاطر نشان کرد: حدود یک ماه به همراه گروه تولید «کتاب قانون» در جنوب لبنان کار می‌کردم و از زمانی هم که به ایران برگشتیم یک روز فراغت نداشتم و زمانی هم که کارم تمام می‌شد، حتی فرصت این را نداشتم که روزنامه بخوانم یا تلویزیون ببینم، اما از اخبار مطلع بودم. وی ادامه داد: منظورم این است که زمانی کار می‌کنم،کاملا روی کارم متمرکز هستم.
پرستویی  گفت: بنده به عنوان پرویز پرستویی، ارادت ویژه‌ای به جناب آقای خاتمی دارم اما باید بگویم که در این مدت کاملا درگیر کار بوده‌ام و بنده، به همراه آقای میری و اعضای پروژه «کتاب قانون» از این نامه بی خبر بوده‌ایم.
پرستویی تصریح کرد: منیژه حکمت حق ندارد از جانب من که 52 سال سن دارم و از اول در جریان تمام اتفاقات انقلاب بوده‌ام، تصمیمی بگیرد و من هرگز اختیارم را به دست ایشان نمی‌دهم.
این بازیگر سینما،تئاتر و تلویزیون به فارس گفت: اگر خانم منیژه حکمت اخلاق حرفه‌ای را رعایت می‌کردند، صحیح‌ این بود که با من مستقیما تماس می‌گرفتند و بعد ذهنیت خودشان را به مطبوعات انتقال می‌دادند.
وی در ادامه افزود: بنده اصلا ذهنیت ایشان را قبول ندارم و فکر می‌کنم ملت ایران با این اتفاقات که در این 20 و چند ساله افتاده‌ است، آنقدر درک و دریافت دارند که بدانند چه نماینده‌ای را انتخاب کنند یا اصلا رای بدهند یا نه...
پرستویی گفت: من به هر حال با چشم باز در این مملکت زندگی کرده‌ام و شخصا بلدم راجع به خودم تصمیم بگیرم که به کسی رأی بدهم یا ندهم و هرگز اختیارم را نمی‌دهم به دست خانم حکمت که ایشان برای من تصمیم بگیرند.
وی افزود: شاید بعضی‌ها می‌خواهند به چهره اپوزیسیون تبدیل شوند اما من هرگز حاضر نیستم نردبانی بشوم برای دیگری. من در این مملکت زندگی می‌کنم و پرونده‌ام مشخص است و نمی‌خواهم بگویم، چه کرده‌ام و چه نکرده‌ام.
پرستویی افزود:بنده از ابتدا در جریان انقلاب اسلامی بوده‌ام و این استقلال را دارم که به چه جناحی رای بدهم. متأسفم که خانم حکمت از جانب خودشان نامه‌ای می‌نویسد و یکسری اسامی را‌ زیر آن درج می‌کنند و می‌خواهد برای خودش حرکت انقلابی کند.
وی گفت: این مسئله باید با من در میان گذاشته می‌شد در حالی که ایشان اصلا با من تماس نگرفت. راستش من وقتی این مسئله را شنیدم روی صحنه تمرکزم را از دست دادم.
پرستویی در ادامه گفت:برخلاف شائبه‌ها و حرف‌ها ، بحث من بحث ترس نیست چون من به جز خدا از احدی نمی‌ترسم و این مسئله برخورنده است. من می‌گویم اگر کسی به یاری دیگری نیاز دارد، باید مطرح کند.اگر خانم حکمت سندی دارند که من در راستای خط فکری ایشان هستم و این نامه‌ را امضاء کرده‌ام، در روزنامه‌ها منتشر کند. راستش من اصلا راستای فکری ایشان را نمی‌دانم.
دبیر جشن یازدهم سینمای ایران تاکید کرد: مطالبی که گفتم اصلا خطاب به آقای خاتمی نیست، چرا که شخصا به ایشان ارادت دارم اما کسی که می‌خواهد نامه‌ای بنویسد باید با کسانی که می‌خواهند آن را امضاء کنند، تک تک تماس بگیرد و مستقیما چک کند و در میان بگذارد تا ببیند طرف مقابل اصلا موافق چنین نامه‌ای است یاخیر.
بازیگر آژانس شیشه‌ای همچنین افزود: امر انتخاب،امری طبیعی است و در هر جای دنیا،مردم برای سرنوشت خودشان رای می‌دهند، ما هم رأی خواهیم داد ولی اینکه به چه کسی رای می‌دهیم یا رای نمی‌دهیم، بحث شخصی است. هرکسی اختیار دارد که به هر کسی که خواست رای بدهد.




نویسنده: علی(چهارشنبه 22/12/1386 :: ساعت 1:32 عصر)

یکی از فعالان حزب مشارکت که نخواست نامش فاش شود درباره دیدار محمد رضا خاتمی با سفیر آلمان ضمن اعتراض به لاقیدی تشکیلاتی در این حزب و عدم رعایت منافع ملی توسط برخی اعضای ارشد آن ، گوشه هایی از این مسائل را افشا کرد.


وی با اشاره به بازداشت یک عضو وابسته به سازمان منافقین در شاخه جوانان حزب مشارکت از سوی نیروهای امنیتی ، تصریح کرد:
« متاسفانه گردانندگان حزب ، به بهانه تکثرگرایی عملا" حزب را به تشکیلات بی در و پیکری تبدیل کرده اند که عناصر وابسته به سایر گروه ها و حتی منافقین به راحتی در آن نفوذ می کنند.»

وی افزود:« متاسفانه این امر در درجه اول ناشی از بی توجهی برخی مسئولان ارشد حزب به منافع ملی است و زمانی که این اعضای برجسته به صورت محرمانه با برخی سفرای خارجی که سیاست های ضدایرانی دارند به گفتگو می نشینند،اعضای جوان تر به راحتی جذب جاهای دیگر می شوند و آنچه عملا" در این میان پایمال می شود منافع ملی و مصالح ایرانیانی است که این همه از آنها دم می زنیم.»


این عضو حزب مشارکت با تاکید بر اینکه تعداد قابل ملاحظه ای از نیروهای متعهد حزب از این رویه ناراضی اند ، به دیدار محرمانه چندی پیش دبیر کل سابق حزب مشارکت و عضو شورای مرکزی فعلی آن با سفیر آلمان در تهران اشاره کرد و گفت: « زمانی که برخی مطالب رد و بدل شده در این ملاقات محرمانه را از یکی از دوستان حزبی شنیدم و از اینکه شخصیتی چون رضا خاتمی اینگونه سفره دل را مقابل یک سفیر خارجی باز کرده ، شوکه شدم.»
این عضو حزب مشارکت درباره محتوای این دیدار گفت : « در این دیدار که پیش از صدور قطعنامه سوم شورای امنیت علیه ایران انجام شده ، محمدرضا خاتمی با بی صبری از سفیر آلمان می پرسد که پرونده هسته ای ایران و قطعنامه سوم به کجا رسید و سفیر با خنده در پاسخ می گوید که نگران نباشید ما تصمیم خودمان را گرفته ایم درست است که تصویب قطعنامه علیه ایران قدری طول کشید اما مطمئن باشید که بالاخره صادر می شود.»


وی افزود:« خاتمی همچنین در این ملاقات محرمانه ، با طرح این موضوع که تحریم ها ی خارجی جواب داده و با آشکار شدن مشکلات اقتصادی احمدی نژاد پایگاه خود را از دست داده است ، خطاب به سفیر آلمان می گوید که بزرگترین چیزی که می تواند احمدی نژاد را سرپا نگه دارد و حتی در انتخابات ریاست جمهوری آینده موجب انتخاب دوباره او شود ، پیروزی در پرونده هسته ای است که غرب باید در این باره چاره ای بیندیشد.»


این فعال عضو حزب مشارکت افزود:« در این ملاقات سفیر آلمان از رضا خاتمی می پرسد که چرا چهره اصلاح طلبی مثل کروبی که رئیس مجلس ششم بوده در انتخابات اخیر با سایر اصلاح طلبان همراه نشده است؟ خاتمی در پاسخ می گوید که کروبی از روز اول هم اصلاح طلب نبوده بلکه بیشتر یک فرصت طلب است . اروپایی ها نباید خیلی روی آدمی مثل کروبی حساب باز کنند»


وی ادامه داد: « رضا خاتمی با ابراز ناراحتی از مواضع کروبی تاکید می کند که کروبی چون می خواهد در انتخابات ریاست جمهوری آینده شرکت کند به ابزار دست جریان ضد اصلاحات تبدیل شده تا بتواند رضایت مسئولان ارشد را برای حضور در انتخابات آینده به دست آورد.»


وی افزود: « در پایان این دیدار ، سفیر آلمان ضمن ابراز امیدواری برای پیروزی هر چه نزدیک تر حزب مشارکت ، یک هدیه قیمتی هم به رضا خاتمی اهدا کرد.»


این فعال حزب مشارکت همچنین یادآور شد: « در جریان تحصن نمایندگان مجلس ششم در سال 82 که در اعتراض به رد صلاحیت های صورت گرفته توسط شورای نگهبان انجام شد ، سفیر آلمان ضمن حضور در جمع نمایندگان متحصن حمایت خود را از اقدام آنان اعلام کرد. »
                                                        *******************************
                            اینهم دفتر منیژه حکمت-کارگردان فیلم زندان زنان- که  دفتر سینمایی خود را به ستاد حمایت
                                                  از ائتلاف اصلاح طلبان و یاران خاتمی، تبدیل کرد. 



 

 


 

 


اگه نگوئید اینها هم ساختگی است به حجاب ها دقت کنید!!!



نویسنده: علی(یکشنبه 19/12/1386 :: ساعت 8:31 عصر)

در اوج اسلام‌ستیزی غربیان، که دیروز رسانه‌های هلندی، و امروز رسانه‌های دانمارکی جلودار آن هستند گزارش می‌رسد که گروهی در کشور دوم، از طریق هنرهای تجسمی به اسلام‌ستیزی برخاسته و می‌خواهند از طریق کاریکاتورهای موهن و نمایش فیلم، پیامبر و قرآن را در انظار جهانیان نازیبا سازند، در چنین شرایط و اوضاع، مصاحبه‌ای از آقای عبدالکریم سروش خواندم که در سایت «آفتاب نیوز» به تاریخ 14 بهمن 86 به نقل از رادیو هلند، بخش عربی، و ترجمه فارسی آن در رادیو زمانه آمده بود.

 من نمی‌توانم بدون دلیل قاطع بگویم آنچه در این مصابحه خواندم نظریه صددرصد خود اوست، ولی سکوت او را می‌توانم گناهی نابخشودنی در مقابل این گزارش به شمار آورم. در شرایطی که ملحدان غرب کمر به اسلام‌ستیزی و منزوی ساختن مسلمانان بسته‌اند، فردی که در محیط اسلامی و در میان علما و دانشمندان پرورش یافته و مدت‌ها سخنان او زینت‌بخش رسانه‌های ایرانی بوده، سخنانی به زبان آورد که نتیجه آن این است که قرآن موجود، ساخته و پرداخته ذهن پیامبر است! و پیامبر در آفرینش قرآن، نقش محوری داشته است!

در آذرماه 84 نامه سرگشاده‌ای به آقای سروش نوشته و در آنجا لغزش‌های او را در مسئله امامت و خلافت گوشزد کردم و بار دیگر از او درخواست نمودم که به آغوش ملت اسلامی و بالأخص علما و حوزه‌های علمیه باز گردد و بداند که این نوع سروصداها و هیاهوها زودگذر است و به سان موج دریا، پس از اندی خاموش می‌شود، و آنچه باقی می‌ماند، همان حق و حقیقت است و تصور می‌کردم که این نامه پدرانه درباره او مؤثر افتد. کسانی که این نامه را خوانده بودند، از نگارش آن، اظهار رضایت می‌کردند، ولی مصاحبه او درباره قرآن، بر تأسف و تأثرم افزود، و با خود فکر کردم که زاویه انحراف روز به روز بیشتر می‌شود و این سؤال به ذهنم رسید که چه عاملی در کار است که از این فرد دست‌پرورده حوزه و دانشگاه، چنین بهره‌کشی می‌کنند؟ او با آن چهره نورانی، و بیان شیرین، روزگاری مدرس نهج‌البلاغه بود. خطبه‌‌ همام را به نحو دلپذیری تفسیر می‌کرد، چه شد که از این گروه این همه فاصله گرفت.
از این مقدمه بگذرم، و با نگارش این نامه و نقد اندیشه او، روزنه امید به اصلاح او را بار دیگر باز بگذارم، به امید آن که با خواندن این نامه، بار دیگر به آغوش امت اسلامی باز گردد.

مکتب شک یا «سوفیسم»
در قرن پنجم قبل از میلاد، در یونان باستان، گروهی به مکتب شک در همه چیز، حتی در وجود خود، و وجود خارج از خود روی آورده و افکار و عقاید عجیبی را از خود ارائه کردند. رشد اندیشه سفسطی مدتی بر تفکر یونانی غلبه کرد، لکن به وسیله حکیمان و اندیشمندان بزرگی مانند سقراط و افلاطون و ارسطو به عمر آن خاتمه داده شد، زیرا مغلطه‌های آنان را آشکار ساخته و به بیماری سفسطه پایان بخشیدند. ارسطو با تدوین منطق، توانست یک نوع نظم فکری واقع گرایانه به بشر تقدیم کند، با این که اندیشمندان یاد شده خدمات ارزنده‌ای به تفکر بشری تقدیم کند، با این که اندیشمندان یاد شده خدمات ارزنده‌ای به تفکر بشری تقدیم نمودند، ولی چیزی نگذشت که مکتب دیگری به نام مکتب «لا ادری» به وسیله پیرهون (365-275م) پی‌ریزی شد و مکتب انکار واقعیات به مذهب شک مطلق تبدیل گشت، ولی آن نیز دیری نپایید و به تاریخ پیوست.

فلاسفه اسلام مانند شیخ‌الرئیس و پس از آن صدرالمتألهین دراین باره سخنان شیوایی دارند که علاقه‌مندان می‌توانند در این مورد به کتاب «شناخت در فلسفه اسلامی» از این قلم مراجعه کنند.

در خیزش اخیر غرب، بار دیگر مکتب تشکیک به صورت‌های «علمی‌ نما» ظاهر گشت و همت گروهی از فلاسفه غرب، براین شد که به جای این که بربنای رصین فلسفه، طبقه‌ای بیفزایند، کوشش کردند که بار دیگر همه این بنا را فرو ریزند و هنر آنان این شد که همه جا در شک و تردید سخن بگویند و به قول فروغی «هنر فیلسوفان انگلیسی جز این نبود که بنای رفیع فلسفه را که تا آن زمان برپا شده بود فرو ریزند، بی‌ آن که چیزی به آن بیفزایند.»

جای سخن نیست که شک، گاهی گذرگاه یقین است و تا انسان شک نکند به یقین نمی‌رسد ولی شکی زیباست که پل یقین باشد و به اصطلاح گذرگاه باشد نه اقامتگاه، ولی متأسفانه شک این گروه اقامتگاه است، نه معبر و گذرگاه.

بیماری دیگری که زاییده همین تفکر شک‌گرایی است، طرح نظریه، بدون این که کوچکترین دلیل و برهان، به همراه آن باشد، و هرگاه سؤال شود دلیل شما براین گفتار چیست؟ می‌گوید: «I think» ( من فکر می‌کنم). اما شما چرا چنین فکر می‌کنید؟ به چه دلیل؟ سؤال از دلیل و برهان ممنوع است!!

شیخ‌الرئیس می‌فرماید: هر فردی گفتار کسی را بدون دلیل و برهان بپذیرد، او از فطرت انسانی منسلخ شده است، ولی متأسفانه این بیماری (طرح نظریه بدون دلیل) آن هم با یک رشته سخنان حماسی به تدریج گسترش پیدا کرده در حالی که منطق قرآن این است: «قُلْ هاتُوا بُرْهانکُمْ».

جناب سروش در آن بحث پیشین (بحث امامت و خلافت) درباره امامان بی‌مهری کردند ولی در این‌جا گام فراتر نهاده به حریم وحی و قرآن بی‌مهری ورزیده‌اند، و من از خدا می‌خواهم که وی در این حد توقف کند و گام فراتر ننهد، که مبادا سعادت اخروی او (که قطعاً خواستار جدی آن است بیش از این به خطر بیفتد.)
* خلاصه نظریه
حقیقت این است که او در بیان نظریه خود دچار اختلاف و تناقض‌گویی می‌شود و نمی‌توان اطراف آن را در نقطه‌ای و به صورت نظریه واحدی گردآوردف و به اصطلاح آن چنان به نعل و به میخ می‌زند که اگر به نقطه‌ای اعتراض شود، بتواند از آن بگریزد. اینک سخنان او را در چند فراز نقل می‌کنم:
1. تجربه‌ای به سان تجربه شعرا
دکتر سروش می‌گوید: وحی، الهام است و این همان تجربه‌ای است که شاعران و عارفان دارند، هرچند پیامبر آن را در سطح بالاتری تجربه می‌کند، و در روزگار مدرن ما، وحی را با استفاده از استعاره شعری می‌فهمیم، چنان‌که یکی از فیلسوفان مسلمان گفته است وحی بالاترین درجه شعر است.
* تحلیل
این نظریه، نظریه جدیدی نیست، بلکه همان است که مشرکان مکه، قرآن را از این راه تفسیر می‌کردند و می‌گفتند: همان‌طور که امرؤ القیس در پرتو الهام، معانی و الفاظ را می‌آفریند، محمد نیز از همین طریق، آفریننده معانی و الفاظ آیات است. مسلماً مقصود آنان از شعر، شعر منظوم نیست، بلکه یافته و تخیلات انسان از طریق تفکر چه در قالب نظم و چه در قالب نثر. قرآن این نظریه را از آنان نقل می‌کند و به نقد آن می‌پردازد:
«وَ یَقُولُونَ أإنّنا لتارکُوا آلهتنا لشاعرٍ مَجْنُون» (صافات/ 36).
«می‌گویند: آیا ما خدایان خود را به خاطر یک شاعر دیوانه رها می‌کنیم؟!».
و نیز می‌فرماید:
«أَمْ یَقُولون شاعر نتربّص به رَیب المَنُون» (طور / 52)
«می‌گویند: او شاعر است و ما در انتظار مرگ او هستیم».
و گاهی قرآن را از سه راه توجیه می‌کردند و آن را ساخته فکر پیامبر دانسته، گاهی می‌گفتند: افکار پراکنده است و گاهی می‌گفتند به خدا دروغ بسته و سرانجام می‌گفتند: شاعری است که تخیلات خود را در این قالبها ریخته است:
«بَلْ قالُوا أَضْغاثُ أَحلام بَل افتراهُ بَلْ هُوَ شاعِرٌ» (انبیا / 5).
«بلکه می‌گفتند: افکار آشفته‌ای است، بلکه آن را به دروغ ساخته و پرداخته است، بلکه او شاعری بیش نیست».

 قرآن در نقد این نظریه می‌گوید:
«وَمَا هُوَ بِقَول شاعرٍ قَلیلاً ما تُؤْمِنُون» (حاقه/ 41).
«‌آن سخن شاعری نیست، شما اندک ایمان می‌آورید».
و در آیه دیگری می‌فرماید:
«وَمَا عَلّمْناهُ الشعْر وَما یَنْبَغی لَهُ إِنْ هُوَ إلاّ ذِکرٌ وَ قُرآن مُبین» (یس/ 69)
«ما به او شعر نیاموختیم و سزوار او هم نیست، و آن، جز یادآوری و قرآنی آشکار نیست».
بالأخره آنان، پیامبر را با شعرا در یک صف قرار داده بودند، محتوای نظریه مورد بحث نیز بیش از این نیست، هرچند کلمه «در سطح بالاتری» را به آن افزوده است، ولی مجموعاً از یک منشأ سرچشمه می‌گیرد.

اگر می‌گوید: شعرا از خود، الهام می‌گرفتند ولی پیامبر از مقام ربوبی الهام می‌گرفت، در این صورت، عطف این دو به هم، عطف مباین به مباین است و در نتجیه تشبیه مخّل و ناروا می‌باشد.

از این بگذریم، بالأخره این نظریه چه دلیلی دارد؟ آیا شاهدی هم بر آن دارید؟ متأسفانه این مصاحبه، سرتاسر، طرح یک رشته تصورات و مفاهیم است بی‌‌آن که برای اثبات آن دلیلی اقامه شود. اگر واقعاً قرآن در حد یک اندیشه شعری هرچند در سطح بالاتر است، پس چرا تحدّی کرده ولو با آوردن یک سوره؟. کدام شاعر در طول عمر خود، تحّدی می‌کند و می‌گوید: احدی نمی‌تواند تا روز رستاخیز غزلی مانند غزل‌های من بیاورد؟

در اینجا باز می‌توان به صاحب این نظریه گفت: همین تفسیر و توجیه شما درباره قرآن جز یک نوع تجربه شعری چیزی دیگری نیست، یعنی نفس شما این اندیشه را پرورش داده و بر صحفه ذهن آورده و بر نوک قلم و سر زبان جاری ساخته است، بی‌آنکه واقعیتی در پشت آن نهفته باشد.

اگر واقعاً شعر و شاعری و آنچه در این ردیف است، فاقد ارزش جادوانه است، سخن شما نیز از همین سنج است.ادامه مطلب...


نویسنده: علی(چهارشنبه 8/12/1386 :: ساعت 1:8 عصر)

دقیقا 22 بهمن 75 را یادمه اون روز توی شهر ما روزی ابری بود ... خیابونها شلوغ و همه در رفت وآمد بودند . عمویم که بعد ها در عملیات رمضان شهید شد (روحش شاد) مرتبا با دوستانش میرفتند و برمیگشتند و از مردم ملحفه و دیگر مایحتاج جمع میکردند تا اینکه خبر آوردند بعلت گاز اشک آور بیهوش شده و در بیمارستان بسر میبرد . عموی دیگرم به دستش تیر کلت اصابت کرده بود و در بیمارستان بود ... همه و همه در رفت و آمد بودندتا انقلاب را به پیروزی رساندند ...


خداوند نعمت آزادی و استقلال را به مردم ایران ، مردمی که عاشق اهل بیت بودند و هستند عنایت فرمود و اختیار حکومتشان را در اختیار خودشون قرار داد تا این انقلاب زمینه ساز ظهور حضرت حجت (عج) در زمین شود انشاءالله ...


در طی این طریق دولت به همه گروهها سپرده شد . همه گروههایی که انقلاب و اسلام را قبول داشتند در طی این سه دهه بر ایران و در منصب دولت ایران جلوس کردند ... نهضت آزادی و ملی مذهبی ها ، جامعه روحانیت مبارز ، مجمع روحانیون مبارز ، تکنوکراتها ، حزب الله و ... همه و همه بر سر قدرت آمدند و هریک امتحان خود را پس دادند عده ای این توسعه را اصل گرفتند عده ای اون توسعه را ...

عده ای امریکا و غرب  و رابطه با آنها را مقصد دانستند . عده ای جنگ را اداره کردند. عده ای سازندگی را شروع کردند و بر طبل توسعه اقتصادی کوبیدند   . عده ای بنای توسعه سیاسی را گذاشتند و شعار آن را دادند و ... هرکس به زعم خود به پیشرفت این مملکت سهم داشند البته بعضی ها نیز خیانت کردند که حسابشون جداست ... بله هر دولتی به زعم خود این کشتی را مقداری جلو برد(بغیر از خیانتکارانی مثل بنی صدر) . بعضی ها کشتی را سریع بردند . بعضی ها چپ چپکی جلو  رفتند . بعضی ها راست راستکی جلو رفتند . اما باز هم جلو میرفتند و میروند ...

یکی از مسائلی که باعث شده این کشتی رو به جلو باشه این بوده که صاحب این مملکت از جنس حسین (ع) است و حسین (ع) کشتی نجات است و کشتی انقلاب ما دنباله رو حسین (ع) است .
و یکی از مسائلی که باعث شده سرعت حرکت این کشتی کند شود دیدهای محدود سیاسی و جناحی بوده است . ما (همه مون) هنوز یک ملت نشده ایم . هنوز به همدیگر مثل غریبه ها مینگریم در حالیکه همه ما مسلمانیم  ، همه ایرانی هستیم و اغلب مذهبمان هم یکی است ... چرا؟ چرا به یکدیگر اینجوری مینگریم ؟ چرا به هم مثل دشمن یا بدتر نگاه میکنیم ؟
مگر نه اینست که همه داعیه ی کار برای خدا داریم . اگر اینطور است و واقعا راستی میگویئم بیائیم اگر جناج مقابل ما حسن داشت آنرا ببینیم . اگر عیب داشت عیب خود بدانیم و به رفع آن کمک کنیم نه اینکه آنرا در بوق کنیم و چماق کنیم و بر سر هم بکوبیم . نکند این ها کفران نعمت شود و باز هم استقلال و آزادی و جمهوری این نظام از دست برود ... تا دیر نشده به خود بیائیم و منصف باشیم .

همه رئیس جمهوران از رجائی و خامنه ای و رفسنجانی و خاتمی و احمدی نژاد برای این مملکت دلسوز بودند ... همه دوست داشتند بهترین زندگی را برای تک تک افراد جامعه بوجود آورند اما مشکلات داخلی و خارجی مانع بوده است و اکثرا اطرافیان نادان ودوستان جاهل بودند که مشکلات زیادی را ایجاد کردند . اکثرشون از سر جهالت و اندکی از سر عناد به نفع دشمن و ضرر مملکت اعمالی را انجام دادند و روسای جمهور را در تنگنا قرار دادند و آب به آسیاب دشمن ریختند که الحمدالله رسوا شده اند و می شوند...

بیائیم به میمنت این روز مقدس یعنی 22 بهمن ما در خود تجدید نظر کنیم و به کمک و یاری هرکس که دولت را در اختیار دارد بشتابیم . بیائیم از دایره اخلاق و انصاف خارج نشویم و اگر نقدی داریم نقدمان هم منصفانه باشد و از سر دلسوزی ... اللهم الجعل عواقب امورنا خیرا




نویسنده: علی(دوشنبه 22/11/1386 :: ساعت 3:17 عصر)

مؤسسه Lovenstein Institute Of Scranton از سال 1973/1352 تحقیقاتى را پیرامون بهره‏هوشى (2) (آى کیو = (Intelligence Quotient I Q هر رییس جمهور جدید به عمل مى‏آورد، و نتایج آن را با 5 درصد احتمال خطا، استخراج و اعلام مى‏کند. در مؤسسه مذکور مورخان، روان‏پزشکان، روان‏شناسان و دانشمندان رفتارهاى انسانى مشغول به کارند. در میان آنها، دکتر ورنر لونستین جامعه شناس برجسته و پرفسور پاتریشیا دیلیامز روان‏پزشک مشهور و معروف جهانى عضویت دارند. محاسبه ضریب هوشى هر رییس جمهور بر اساس سیستم اندازه‏گیرى Crain/ Swanson و از روى نطق‏هاى بدون نوشته، نوشته‏ها و سایر موارد رییس جمهور صورت مى‏گیرد. این مؤسسه جزئیات تازه‏ترین تحقیق خود را در این باره پس از یک بررسى 4 ماهه پیرامون بهره‏هوشى جرج بوش پسر، رییس جمهور فعلى آمریکا در روز دوشنبه 21 آوریل 2003/1 اردیبهشت 1382 به علاوه دیگر اطلاعات لازم در مورد هر رییس جمهور، به این شرح اعلام کرد. 


ردیف / نام رئیس / حزب / چندمین رئیس جمهورى / دوره ریاست جمهورى / سال‏هاى ریاست‏جمهورى / ضریب هوشى
1 / فرانکلین روزولت / دموکرات / 32 / 4 / 1945 - 1933 / 147
2 / هرى ترومن / دموکرات / 33 / 2 / 1953 - 1945 / 132
3 / دیوید آیزنهاور / جمهوریخواه / 34 / 2 / 1961 - 1953 / 122
4 / جان اف کندى / دموکرات / 35 / 1 (3) / 1963 - 1961 / 174
5 / لیندون جانسون / دموکرات / 36 / 2 / 1969 - 1963 / 126
6 / ریچاردنیکسون / جمهوریخواه / 37 / 2 (4) / 1974 - 1969 155
7 / جرالد فورد / جمهوریخواه / 38 / 1 / 1977 - 1974 / 121
8 / جیمى کارتر / دموکرات / 39 / 1 / 1981 - 1977 / 175
9 / رونالد ریگان / جمهوریخواه / 40 / 2 / 1989 - 1981 / 105
10 / جرج‏بوش (پدر) / جمهوریخواه / 41 / 1 / 1993 - 1989 / 98
11 / بیل کلینتون / دموکرات / 42 / 2 / 2001 - 1993 / 182
12 / جرج‏بوش (پسر) / جمهوریخواه / 43 / 1 / 2005 - 2001 / 91
متوسط ضریب هوشى، در میان 6 رییس جمهور دموکرات، 156 است که از بین آنها، کلینتون با 182 بالاترین و جانسون با 126، پایین‏ترین ضریب هوشى را داشته‏اند. متوسط ضریب هوشى، در میان 6 رییس جمهور جمهورى‏خواه، 5/115 است که از بین آنها، نیکسون با 155 بالاترین و جرج بوش پسر با 91، پایین‏ترین ضریب هوشى را دارند.
ضریب هوشى بوش پسر به خاطر به کارگیرى نظام دستورى ضعیف انگلیسى در نطق‏هایش، و استفاده از لغات محدود لاتین (6500 کلمه در برابر متوسط 11000 کلمه سایر رؤساى جمهور) عدم تحصیلات عالیه و نداشتن مدرک تحصیلى بیش از لیسانس، عدم ارائه کارهاى تحقیقاتى و پژوهشى قابل استفاده در مجامع دانشگاهى و روشنفکرى، ضعیف‏ترین بهره هوشى در بین 12 رییس جمهور اخیر ایالات متحده امریکاست.


دکتر لونستین در این‏باره مى‏گوید: «تمام رؤساى جمهور امریکا پیش از بوش پسر، حداقل یک کتاب و تعداد زیادى مقاله در طول دوران تحصیل یا طى دوره مشاغل اولیه خود به رشته تحریر درآورده‏اند، اما بوش پسر نه کتابى دارد و نه مقاله‏اى.

بنابراین، ارزیابى در مورد بهره هوشى وى دشوار بود و ما ناچار شدیم تا حد زیادى روى سخنان غیرمکتوب او بررسى کنیم.»
پى‏نوشت‏ها:
1. نوشته حاضر، حاصل بررسى و تحقیق بر روى مقاله «ضرایب هوشى رؤساى جمهورى امریکا» مندرج در هفته‏نامه امریکا نگاهى دیگر، سال سوم، شماره 97 (اردیبهشت 1382) ص 7 است.
2. بهره هوشى، امرى نسبى است که توانایى‏ها و وضع فرد را در مقایسه با هم‏سالان نشان مى‏دهد. ر. ک: نرمان ل. مان، اصول روان‏شناسى، ترجمه و اقتباس محمود ساعتچى (تهران، امیرکبیر، 1369) ص 266.
3. جان اف کندى در سال 1963/1342 ترور شد و جانسون، معاون وى به پست ریاست جمهورى دست‏یافت.
4. ریچارد نیکسون، اندکى بعد از آغاز دوره دوم ریاست جمهورى‏اش، از پست‏خود استعفا داد.



نویسنده: علی(پنجشنبه 11/11/1386 :: ساعت 4:21 صبح)

به شما حمله می کنند ، شما حمله نمی کنید ؟
با شما می جنگند ، شما نمی جنگید ؟!
این گونه معصیت خدا می شود و شما رضایت می دهید ؟
وقتی در تابستان فرمان حرکت به سوی دشمن می دهم می گویید هوا گرم است ، مهلت ده تا سوز گرما بگذرد.
و آنگاه که در زمستان فرمان جنگ می دهم ، می گوئید : هوا خیلی سرد است بگذار سرما برود.
همه ی این بهانه ها برای فرار از سرما و گرما بود. وقتی شما از گرما و سرما فرار می کنید ، به خدا سوگند که از شمشیر بیشتر گریزانید!
ای مرد نمایان نامرد! ای کودک صفتان بی خرد که عقل های شما به عروسان پرده نشین شباهت دارد!
چقدر دوست داشتم که شما را هرگز نمی دیدم و هرگز نمی شناختم !
شناسایی شما - سوگند به خدا_ که جز پشیمانی حاصلی نداشت ، و اندوهی غم بار سرانجام آن شد.
خدا شما را بکشد که دل من از دست شما پر خون ، و سینه ام از خشم شما مالامال است!
کاسه های غم و اندوه را ، جرعه جرعه به من نوشاندید، و با نافرمانی و ذلت پذیری ، رای و تدبیر مرا تباه کردید.
....


اینها ناله های علی بود با مردم نامرد کوفه ...
علی جان - جانم به فدایت - کجا بودی مسلم را تک و تنها در کوفه ببینی ؟
علی جان - جانم به فدایت - کجا بودی بستن راه بر حرم رسول الله(ص) را ببینی ؟
علی جان - جانم به فدایت - کجا بودی نامردی ایشان در کربلا را ببینی؟
علی جان - جانم به فدایت - کجا بودی تشنگی بچه کوچولوهای حسین را ببینی ؟
علی جان - جانم به فدایت - کجا بودی ببینی از دوازده هزار نامه !! راستی کوفه چند تا مرد داشت؟
علی جان - جانم به فدایت - کجا بودی تیر سه شعبه را بر گلوی علی کوچولوی حسین ببینی ؟
علی جان - جانم به فدایت - کجا بودی هل هله و سوت و کفشان را ببینی ؟
علی جان - جانم به قربانت - کجا بودی حمله به حرم حسین (ع) را ببینی ؟
علی جان - جانم به قربانت - کجا بودی اسب راندن کوفیان را ببینی ؟
علی جان - جانم به قربانت - کجا بودی دستهای نازنین عباس را ببینی ؟
علی جان - جانم به قربانت - کجا بودی سنگ زدن های کوفیان را ببینی ؟
علی جان - جانم به قربانت - کجا بودی نامردی و نامردمی کوفیان را ببینی؟
علی جان - جانم به قربانت - کجا بودی صدقه دادن کوفیان بر آل محمد (ص) را ببینی؟
راستی حسین جان ! تو که مردم نامرد کوفه را می شناختی ... تو که دیدی کوفه با بابات علی چه کرد !
به اتمام حجت رفتی یا شوق وصل دوست ؟


 


 




نویسنده: علی(چهارشنبه 26/10/1386 :: ساعت 7:25 عصر)