RSS  | خانه | ارتباط با من | درباره من | پارسی بلاگ|مجموع بازدیدها: 24425 | بازدیدهای امروز: 6| بازدیدهای دیروز: 46
درباره خودم
سیاست
علی[151]
سیاست ایده آل ما سیاست علویست سیـــــاستی کـــه نه بر تـــن ها کــه بـــــر دلهــــا حکم میــــــراند در این سیاست تقــــوا و عدالت حرف اول را میزند .
لوگوی وبلاگ

پیوندهای روزانه
مطالب قبلی
مطالب قبلی
موضوعات
لینک های دوستان
اندیشکده روابط بین الملل
جلوه او
سجاده ای پر از یاس
انتظار
حرف های جوانی
اموزش . ترفند . مقاله . نرم افزار
کالبد شکافی جون مرغ تا ذهن آدمیزاد !
با سید علی تا ....
به نام وجود با وجودی که وجود بی وجودم ز وجودش شده موجود
ایران اسلام
شمیم وصل
چفیه
یوسف
دنیای امروز ما
آدمک ها
خانه طلبگی
تخیّلات خزان‌زده یک برگ بید
تکنولوژی کامپیوتر
آقاشیر
سین جیم های اخلاقی
تنهایی های منتظر
هرچه می خواهد دل تنگت بگو(مشاوره)
جمهوریت
عطاری عطار
گل دختر
آبدارچی
وبلاگ شخصی محمدعلی مقامی
بهترین آرزوهایم تقدیم تو باد
تا به کجا این چنین ...!!!
مذهبی
پاورقی
شیعه مذهب برتر
نورهدایت
کوثر
هزار و یک نکته
خلوت تنهایی
رمز موفقیت
ققنوس
پاک دیده
بازمانده تنهای تنها
خیلی دور _ خیلی نزدیک
شکوفه نرگس
صمیمانه ها
جاء الحق و زهق الباطل
پیامبر اعظم(صلی‏الله‏علیه‏وآله‏وسلم) - The Holy Propht -p.b.u.h
هوافضا و هواپیما
آقازاده (علی رضا احمدی نژاد)
شلمچه
پاییزی ...
انگاره
ماه نا تمام
السَلامُ عَلیکَ یا ابا عَبدِ الله الحُسَین (ع)
بام ایران
آزادی بیان( سخنرانیهای دکتر حسن عباس
سایه روشن
بهارستان
دکتر غریب
سید عبدالمجید زواری
بازی بزرگان
محراب اندیشه
یه مسافر
پله پله تا خدا
نگاهی به مبدا و مقصد تاریخ
نافذ
عرشیان
بازتاب نیوز
بی قرار ظهور
یاوران
حکمت
احیاگری
مارکوبولو
شوخی
جنایات اسرائیل
تریبون آزاد
الا فان حزب الله هم الغالبون
وبلاگ شخصی امین نورا
در محضر قرآن و عترت
مزار شهدا
طریق عشق
نفحات
روزگار رهایی
استشهادی
روح و ریحان
برای تو
پریوش
حسبی ربی
عشق ملکوتی
به وسعت دنیا
کلرجی من
تا شکوفه ی عشق
اینک از حال به آینده پلی باید زد ...
سرزمین تاریخ
الهی لاتودبنی بعقوبتک
دقایق سرخ زندگی

وبلاگ گروهی یاران وفادار انقلاب اسلامی
شهدای کوه سرخ
فیروزه
انعکاس شیشه ای
کوچه دل
اشکها و لبخندها
یک آرزو
یاران علی زمان
منتظر یار
جدید ترین دانلودهای دنیا
لوگوی دوستان
اشتراک

نام:

ایمیل:

 
یاهو
   1   2   3      >

روز دوم جنگ
حزب‌الله اعلام می‌کند که امروز سیدحسن نصرالله در مسجد امام حسن(ع) در حومه بیروت کنفرانس خبری برگزار می‌کند. اعلام کنفرانس خبری سیدحسن نصرالله با زمان و مکان مشخص در واقع یک حرکت جسورانه در روز دوم جنگ بود که حدود 100 خبرنگار در آن شرکت کردند.
در رابطه با این کنفرانس بعداَ مشخص شد که در کابینه رژیم صهیونیستی بحث مفصلی درگرفته است و‏ وزیر جنگ اسرائیل تأکید داشته که ما باید محل کنفرانس را بمباران کنیم و این فرصت طلایی برای از بین بردن نصرالله است‏ اما اولمرت نخست‌وزیر رژیم صهیونیستی با او مخالفت می‌کند و می‌گوید که ما جنگ را خواهیم برد و نیازی به کشتن تعداد زیادی خبرنگار و ایجاد جو منفی جهانی علیه خود نداریم.


روز پنجم
فضای یأس بر شیعیان لبنان حاکم بود. حومه بیروت در این روز به شدت بمباران شد و ناحیه مربع‌الامنی که تعدادی از مجتمع‌های حزب‌الله در آن واقع شده با خاک یکسان می‌شود. اسرائیل ادعا می‌کند که ستاد فرماندهی حزب‌الله را بمباران کرده و سیدحسن نصرالله کشته شده است. مردم باور نمی‌کنند اما نگرانند. از ایران نیز برخی صداهای یأس‌آلود شنیده می‌شود.



روز ششم: نقطه عطف
مردم لبنان به کلام سیدحسن نصرالله اعتماد دارند‏، این مردم ممکن است گاهی اطلاعیه‌ها‌ی حزب‌الله را کاملاَ باور نکنند اما در مورد نصرالله تردید به خود راه نمی‌دهند و این محدود به لبنان نمی‌شود حتی روزنامه‌های اسرائیلی از او با عنوان «دشمن راستگو» یاد می‌کنند.
در لحظات پایانی روز ششم، ناگهان شبکه المنار اعلام کرد که سخنان سیدحسن نصرالله تا لحظاتی دیگر از این شبکه پخش خواهد شد، الجزیره نیز از طریق المنار این سخنان را پخش کرد. مردم در لبنان و سایر کشورهای عربی به محض شنیدن این خبر خود را هر جا که بودند به تلویزیون می‌رساندند. بعداَ الجزیره یک مستند فقط در مورد این موج مردم به سمت تلویزیون‌ها برای شنیدن سخنان نصرالله تهیه و پخش کرد.
نصرالله در این سخنان ضمن برشمردن مواضع حزب‌الله‏ به تکذیب ادعاهای اسرائیل در مورد ورود به برخی نقاط خاک لبنان پرداخت و در پایان با خبر انهدام ناو اسرائیلی درسواحل لبنان همه مردم را به خیابان‌ها کشاند.
حیفا در برابر ضاحیه (حومه بیروت)
حزب‌الله اعلام کرد، بندر حیفا را در برابر حملات اسرائیل به حومه بیروت مورد هدف قرار داده است. حومه بیروت از بیروت مستقل است و شهرداری و تشکیلات جداگانه‌ای دارد.


یک مشکل حزب‌الله در پرتاب موشک‌ها، عرب‌های ساکن سرزمین‌های اشغالی بودند، از این رو، حزب‌الله سعی داشت که شهرک‌های ساکن «یهودیان مهاجر» را مورد هدف قرار دهد. هنگام تصمیم برای هدف قرار دادن حیفا در برابر حمله به ضاحیه، نصرالله از مردم حیفا خواست تا این شهر را تخلیه کنند، اما اعراب ساکن این شهر، حیفا را ترک نکردند و در پناهگاه‌ها به سر می‌بردند، آنها می‌گفتند که اگر به صورت دسته جمعی شهر را ترک کنند، پس از پایان جنگ، رژیم اجازه بازگشت را به آنان نخواهد و حوادث سال ۱۹۴۷ دوباره تکرار خواهد شد.
هنگامی که اسرائیلی‌ها در حال بررسی حمله به قلب بیروت بودند‏، سیدحسن در پیامی تلویزیونی تهدید کرد که اگر بیروت را بزنید تل‌آویو را می‌زنیم و بدین ترتیب آنها از بمباران بیروت صرف‌نظر کردند.
حزب‌الله پس از اینکه اسرائیل پل‌های بعد از بیروت را مورد حمله قرار داد‏، عفوله را در 40 کیلومتری تل‌آویو موشکباران کرد.


 ناامیدی LBC
در تمام طول جنگ تلویزیون LBC لبنان که متعلق به مسیحیان است به دنبال یک شیعه می‌گشت که از شرایط بوجود آمده نق بزند تا علیه حزب‌الله استفاده کنند. خبرنگاران LBC پس از بمباران به محل می‌رفتند و با مردم آسیب دیده مصاحبه می‌کردند اما همه می‌گفتند: جان ما فدای سیدحسن!
در این روزها دوربین LBC یک صحنه شگرف ضبط کردند. در یک مورد از بمباران‌ها خبرنگار LBC به سرعت به محل می‌رسد‏، خانه‌ای خراب، از خانواده‌ای 7 نفره، 6 نفر به شهادت رسیده‌اند مردم در حال بیرون آوردن اجساد از زیر آوار هستند یک تکه بزرگ بتون برداشته می‌شود، ناگهان یک پیرمرد در بین خاک‌ها نمایان می‌شود همان لحظه پیرمرد انگشتانش را به نشانه پیروزی ـ  V شکل ـ بالا می‌گیرد و اولین جمله او این است که «همه چیز ما فدای سیدحسن». پیرمرد، شبکه LBC به زانو درآورد.
دمشق را می‌زنیم
روز دهم گفتند که «دمشق را می‌زنیم»‏. سوری‌ها به خاطر اینکه خیلی شجاع(!) هستند تا چند روز هیچ حرفی نزدند، حتی اسرائیل در داخل خاک لبنان در نزدیکی مرز سوریه نیرو پیاده کرد.
احمدی‌نژاد رئیس جمهور ایران گفت، اگر سوریه را بزنید «پاسخی ویرانگر» خواهیم داد.  پس از این سخنان بود که نخست‌وزیر سوریه اعلام موضع کرد: «اگر دمشق را بزنید ما نیز پاسخ می‌دهیم». سخنان احمدی‌نژاد بازتاب وسیعی در رسانه‌ها داشت. چندین میزگرد سیاسی تنها برای تحلیل عبارت «پاسخ ویرانگر» تشکیل شد. پس از آن، دیگر حرفی از دمشق به میان نیامد.


حکایت جالب «مارون الراس»
وزیر خارجه اسرائیل در یکی از جلسات کابینه به رییس ستاد ارتش می‌گوید، شما چهار بار گفتید که مارون الراس را گرفتیم، چهار بار گفتید که بمباران کردیم، اگر گرفتید چرا بمباران کردید؟ شما هنگامی که می‌گرفتید اعلام می‌کردید، آنها(حزب الله) پس می‌گرفتند، گزارش را به کابینه نمی‌آوردید. شما مدام به ما دورغ می‌گویید.


 




نویسنده: علی(یکشنبه 26/6/1385 :: ساعت 10:12 صبح)

آخرین نظرات مقام معظم رهبری در باره دکتر شریعتی در کتاب «جریانها و سازمانهای مذهبی – سیاسی ایران» نوشته رسول جعفریان منتشر شد.



 در چاپ ششم کتاب رسول جعفریان و در پاورقی چند صفحه از کتاب، نظرات مقام معظم رهبری در باره مرحوم شریعتی منعکس شده است که اختصاصا برای نویسنده کتاب ارسال شده و مطالبی است که حضرت آیت الله خامنه ای به هنگام مطالعه چاپ سوم کتاب «جریانها و سازمانهای مذهبی – سیاسی ایران» در حاشیه کتاب نگاشته اند.



رسول جعفریان در چاپ ششم این کتاب ضمن انجام اصلاحات و افزودن مطالب جدید، نظرات مقام معظم رهبری را نیز در پاورقی کتاب افزوده است. هرچند ظاهرا این کار با رضایت دفتر رهبری انجام نشده است، اما در شناخت آخرین قضاوتهای رهبر معظم انقلاب در چند موضوع اختلافی پیرامون شریعتی بسیار مفید است. عمده ترین مواضع رهبری که قابل تامل است و می تواند در مورد شریعتی دفاعیه به حساب آید، به دو موضوع زیر مربوط است:


1 – بحث نامه نگاری شریعتی به ساواک و نوع تعامل وی با رژیم شاه



در این زمینه رسول جعفریان دو نظر را مطرح می کند: نخست نظر سید حمید روحانی که دکتر شریعتی را عامل رژیم معرفی می کند. دوم کسانی که شریعتی را عامل رژیم نمی دانند اما معتقدند که شریعتی و رژیم شاه در چند حوزه از جمله در برخورد با مسائل اجتماعی، روحانیت، مارکسیسم و ...، دارای وحدت نظر و همسویی فکری بوده اند.



در این زمینه مقام معظم رهبری با هر دو نظر فوق مخالفت می کنند و بر نظری تاکید می کنند که مطابق آن، نامه نگاری به ساواک و انتخاب محتوای خاص در این نامه ها، یک تاکتیک به قصد فریب دستگاه حکومت شاه تلقی می شود.


مقام معظم رهبری در این باره می نویسند:



« به نظر من و با شناختی که از دکتر داشتم، وی تلاش کرد تا از وجود نقاط مشترک خود با دستگاه مانند ضدیت با مارکسیسم و انتقاد از روحانیت استفاده کند و ساواک را درباره خود به طمع بیندازد و در واقع آنها را فریب دهد و موفق شد. شاکله او با نوکری ساواک سازگار نبود. حداکثر این بود که وی اهل خطر کردن در مبارزه با دستگاه نبود و مایل بود در حاشیه عرصه مبارزه قرار داشته باشد ... در سال 54 که من از زندان آمدم، و همه به دیدن من می آمدند، او به منزل من نیامد و برای دیدار من منزل جوانی از دوستان مشترکمان را معین کرد و چند ساعتی با هم بودیم (آن جوان فرحبخش بود که به من و دکتر ابراز ارادت می کرد).»



2 – انتقادهای تند استاد مطهری از شریعتی



دومین موضوعی که در این کتاب از حاشیه نویسی های مقام معظم رهبری منعکس شده است، مربوط به قضاوت تند و همراه با سوءظنی است که نسبت به دکتر شریعتی در نامه استاد شهید مطهری به حضرت امام خمینی در سال 56 آمده است. بسیاری از افراد طرح این مواضع از سوی استاد مطهری را از سر عصبانیت تلقی کرده بودند و برخی نیز آن را به دشمن شناسی ایشان مربوط می دانند.



در این زمینه هم نظر مقام معظم رهبری متفاوت است و در هر حال قضاوت شهید مطهری در باره شریعتی را نمی پسندند.



ایشان در این زمینه می نویسند:



« نظرات مرحوم شهید مطهری در باره شریعتی – چه در آغاز آشنائیشان که تا دو سه سال از وی به نحو شگفت آوری ستایش می کرد و چه در سالهای بعد که از او به نحو شگفت آوری مذمت می فرمود – غالبا مبالغه آمیز ... بود. در همین مطالبی که ایشان به امام مرقوم داشته، نشانه های بزرگنمایی آشکار است. برخی دیگر از دوستان ما از جمله مرحوم شهید بهشتی نیز همین نظر را در باره اظهارات شهید مطهری داشتند.»


(پاورقی صفحه 476 کتاب)



در هر حال نحوه برخورد مقام معظم رهبری با این مسئله و قضاوت منصفانه و حمایت آمیز ایشان از مرحوم شریعتی - ضمن وارد دانستن انتقادهای فکری و اعتقادی به آثار آن مرحوم – می تواند الگوی خوبی برای همگان باشد تا در مواجهه با این متفکران کشور، بزرگی بزرگان انکار نشود ولو آن که در بسیاری از زمینه ها ما با آنان مخالف باشیم و انتقاد کنیم.




نویسنده: علی(دوشنبه 13/6/1385 :: ساعت 11:47 صبح)

فرماندار دزفول تعریف می کند در یکی از روزهای اول جنگ که دزفول شدیدا تحت فشار و آسیب موشک‌های دوربرد صدام بود و اوضاع خیلی به هم ریخته بود و من نمی‌توانستم حتی در دفترم آرام و قراری داشته باشم و مرتبا باید پاسخگوی مردمی می‌بودم که برای حل مشکل خود به فرمانداری آمده بودند، منشی دفتر به من گفت: آقای رجایی با شما کار دارد. من که سرم خیلی شلوغ بود، اصلا نتوانستم تصور کنم که نخست‌وزیر مملکت به فرمانداری تلفن بزند، برای همین، اعتنایی نکردم و به صحبت با کسی که مشکلی داشت، ادامه دادم. پس از چند دقیقه که به دفتر بازگشتم و گوشی را گرفتم، وقتی با صدای آقای رجایی روبه‌رو شدم، از خجالت آب شدم که چرا نخست‌وزیر مملکت را چند دقیقه روی خط معطل نگاه داشته‌ام، برای همین، بلافاصله عذرخواهی کردم، ولی در کمال حیرت از ایشان پاسخی شنیدم که شرمندگی من را بیشتر کرد. ایشان فرمودند: شما نباید از این‌که من را معطل نگه داشته‌اید ناراحت باشید. حق دارید، کارتان زیاد است و سرتان شلوغ است. این ما هستیم که در تهران نشسته‌ایم و کاری نداریم و شما در منطقه جنگی دارید کار می‌کنید. ما در نهایت به این طرف و آن طرف یک تلفن می‌زنیم و احوالی می‌پرسیم!

این تواضع ایشان در حالی بود که من می‌دانستم جنگ نه تنها در دزفول و خوزستان که در چند استان دیگر هم جریان دارد و وضعیت اقتصادی مملکت به جایی رسیده بود که ایشان در جلسه محرمانه‌ای به نمایندگان مجلس گفته بود، دوستان و برادران وضعیت اقتصادی کشور، به گونه‌ای است که اگر امروز نفت بفروشیم، پول داریم و اگر نفروشیم، خزانه کشور خالی است!




نویسنده: علی(جمعه 10/6/1385 :: ساعت 1:52 صبح)

روزنامه انگلیسی «گاردین» نوشت: غرب با ایران جنگی را آغاز کرده است که نمی‌تواند در آن پیروز شود.

«گاردین» امروز در تحلیلی نوشت: «هرگز جنگی را که می‌دانید در آن شکست خواهید خورد، آغاز نکنید، اگر لازم است باب بحث را باز کنید اما وارد جنگ نشوید».

این روزنامه نوشت: در گزارش‌های اخیر خوانده و شنیده‌ایم که جنگ بر سر برنامه غنی‌سازی اورانیوم در ایران هیچ مبنای عقلانی ندارد، عباراتی مانند «همه گزینه‌ها در دست بررسی هستند» حاکی از آن است که جامعه بین‌الملل چنان درگیر جنگ‌های شبیه‌سازی‌شده تصویری شده که انسجام فکری خود را از دست داده است.

«گاردین» نوشت: ایران کشوری قدرتمند است و هنوز آن‌قدر حقیر نشده است که از یک سفید‌پوست تو سری بخورد، این کشور چهارمین کشور بزرگ جهان در زمینه تولید نفت است و جمعیتش تا سال 2010 به 80 میلیون نفر می‌رسد، فرهنگ ایران فرهنگی باستانی است و زندگی سیاسی در آن سیال و در حرکت است.

«گاردین»، پیمان منع تولید و تکثیر را معقول‌ترین پیمان بین‌‌المللی از سال 1968 تاکنون خواند و افزود: آمریکا با حضور سراپا مسلح خود در مناطق غیرنظامی شبه‌جزیره کره به کره شمالی اجازه داد به یک قدرت اتمی تبدیل شود، آمریکا به اسرائیل کمک اتمی می‌کند، انگلیس و آمریکا با فعالیت اتمی هند یا پاکستان مخالفتی ندارند، بنابراین می‌بینیم کشورهایی که از امضاء پیمان منع تولید و تکثیر سرباز زدند در زمره دوستان آمریکا قرار دارند.

این روزنامه انگلیسی نوشت: ایران کشور مغروری است که بین هند و پاکستان اتمی در شرق، روسیه اتمی در شمال و اسرائیل اتمی در غرب قرار گرفته است ، افغانستان و عراق نیز که با ایران مرز مشترک دارند در اشغال آمریکای اتمی هستند پس چگونه می‌توان گفت ایران حق داشتن توان اتمی ندارد؟

به نوشته «گاردین»، اعمال تحریم‌هایی مثل جلوگیری از حضور تیم ملی فوتبال ایران در جام جهانی، تحریم هنرمندان، چهره‌های آکادمیک و توقیف حساب‌های بانکی نتایج عکس خواهند داشت.

«گاردین» افزود: تهران، دیکتاتوری صدام یا استبداد طالبانی نیست و در تعامل با این کشور باید ظرافت بیشتری صرف کرد.



نویسنده: علی(جمعه 30/10/1384 :: ساعت 10:6 عصر)

    سایت سی ان ان در اقدامی کاملا جهت دار اقدام به


    نظرسنجی در مورد لغو حضور تیم فوتبال ایران در جام


    جهانی فوتبال آلمان  2006 نموده است . و جالب است


    که برای القاء نظر خود کــلمه  yes   را  ابتدا قرار داده


    است و با این وجود تا زمــــان نگارش این مقاله 78%


    پاسخ دهندگان به لغــــو حضور ایران نظر منفـی داده


    و فقط 22% رای دهندگــــــان نظر مثبت داشته اند !!


     همانطور که میدانید شبکه  سی ان ان بعنوان یکی از


    امضاء کنندگـــــان قرارداد با وزارت دفاع امریکا از زمان


    جنگ عراق در قبال خبر سازی و شانتاژ و دروغ پردازی


    هایش انحصار پخش تصاویر و اخبـــار جنــــگ عراق را


    بدست آورد و همواره در تمام ماموریتهــــــا  یک افسر


    امریکایی خبرنگاران و عکاسان این شبکه را همراهی


    مــــی کردند تا در زمینه دروغ پردازی ها به آنان کمک


    نماید و نیز مراقب باشد آنها از تعهد خود عدول نکنند .


    اینک بر ماست که با حضور در ســــایت سی ان ان و


    دادن رای منــــفی به این نظرسنجی آنها را مقهور و


    منکوب نمائیم .


     آدرس این سایت :       http://edition.cnn.com/2006/WORLD/meast/01/13/iran.nuclear 


 


 





نویسنده: علی(پنجشنبه 29/10/1384 :: ساعت 1:46 صبح)

«آریل ساموئل موردخای شرایبر» معروف به «آریل شارون» در سال 1928 در روستای (کفر ملال) به دنیا آمد.
وی به مانند اکثر رهبران صهیونیستی از یهودیان لهستانی‌الاصل است؛ پدرش «ساموئل موردخای شرایبر» از لهستان به قفقاز مهاجرت کرد و در آنجا پس از مدتی کشاورزی، راهی فلسطین شد و در روستای (کفر ملال) ساکن شد.

به گفته خود آریل شارون، پدرش که از یهودیان ضدعرب معروف بود، اعتقاد داشت جوانان یهودی روزی باید تمامی سرزمین فلسطین را از اعراب پس بگیرند و در مزارع آن مشغول کشاورزی شوند. همچنین در سال 1933 در پنجمین سال تولدش، پدرش به عنوان هدیه تولد، به او یک تفنگ شکاری هدیه می‌دهد تا یاد بگیرد که به وسیله آن، زمین‌های کشاورزی‌شان را از دست اعراب حفظ کند!
پدر آریل، علاقمند بود فرزندش در رشته کشاورزی تحصیل کند، به همین منظور او را در کودکی برای کار کردن به مزارع موشاف (نوعی مزارع اشتراکی) می برد. اما آریل پس از رسیدن به جوانی ترجیح داد به جای کشاورزی در رشته تاریخ و حقوق تحصیل کند.
آریل شارون از کودکی تمایل شدیدی به مسائل نظامی داشت؛ به همین دلیل در سال 1942 و زمانی که فقط 14 سال داشت به گروه‌های (هاناگا) پیوست. گروه‌های «هاناگا» در آن زمان، اقدامات وحشیانه‌ای را برای فرار فلسطینیان از خانه‌ها و زمین‌هایشان طراحی و اجرا می‌کردند و به قتل مخالفان می‌پرداختند. این گروه‌ها پس از تأسیس دولت، اولین هسته‌های اسرائیل را تشکیل دادند.
آریل شارون در سال 1947 عضو پلیس شهرک های یهودی شد. وی سپس در بیست سالگی در جنگ 1948 شرکت کرد و سمت فرماندهی پیاده نظام در بخش اسکندریه را برعهده داشت، وی دراین جنگ از ناحیه شکم مجروح شد.
در اکتبر 1948، در کشتار فلسطینیان در «اللد»، که به فرماندهی مستقیم «موشه دایان» صورت گرفت، شارون 426 فلسطینی را در مسجدی به نام «دهمش» جمع کرد و پس از مسدود کردن درب، مسجد را منفجر کرد و کسانی را که زنده ماندند تا دو روز بدون آب و غذا زندانی کرد که پس از اصرار مسئولان صلیب سرخ برای رساندن آذوقه به زندانیان، شارون به سربازانش دستور داد تا به جای آب به زندانیان «ادرار» بدهند. شارون قصاوت را تا به آنجا ادامه داد که دستور داد تا زنان فلسطینی را عریان به یک محله یهودی‌نشین برده و پس از رها کردن آنها، به سربازان دستور داد آنها را به گلوله ببندند و اجساد آنها را مدت‌ها در خیایان‌ها رها کرد. وی سپس دستور داد تا مردان را نیز زنده زنده زیر زرهپوشان بیندازند و به قتل برسانند.

در آغاز سال 1949 فرماندهی یک گروهان پیاده را بر عهده گرفت، اما در سال 1951 افسر فرماندهی گردان اطلاعات مرکزی شد. در سال 1952 وی از فرمانده ستاد ارتش خواست تا به او اجازه دهد که از زندانیان محکوم به مرگ، یک گردان نظامی تشکیل دهد. این مسئله به دلیل ناآشنایی این افراد با فنون نظامی تا حدودی برای رئیس ستاد غیر مترقبه بود اما با اصرار شارون پذیرفت. شارون نام این گردان را 101 نامید که در اولین عملیات خود به روستای مرزی «القبیه» حمله کرد و کشتار گسترده ای را به راه انداخت که به کشته شدن 69 فلسطینی و ویرانی 41 منزل منجر شد.
شارون در همان سال 1952 در دانشگاه عبری قدس تحصیلات خود را دو موضوع تاریخ و خاورمیانه آغاز کرد و سپس برای تکمیل تحصیلاتش به دانشکده حقوق دانشگاه تل آویو رفت.
آریل شارون در جنگ سال 1954، گردان 101 را با گردانی بنام چتربازها ادغام کرد و گردان جدیدی تشکیل داد و فعالیت های تروریستی را هم علیه فلسطینیان و هم علیه کشورهای عربی ادامه داد.
او در سال 1956 سمت فرماندهی تیپ زرهی ارتش را برعهده گرفت و توانست گذرگاه «المتیله» را به اشغال خود در آورد.
شارون در اکتبر 1956، طی محاصره غزه در خان یونس، 250 فلسطینی را قتل عام کرد. وی در ادامه این محاصره دستور داد 750 نفر را در رفح به گلوله ببندند.
شارون تا سال 1964 در سمت فرماندهی تیپ ابقاء شد، اما دراین مدت اختلافات زیادی با روسای خود در آن موقع از آن جمله «موشه دایان» که ریاست ستاد ارتش را به عهده داشت، پیدا کرد. تمام این اختلافات بخاطر اشغال «المتیله» بود که ظاهراً هیچ سودی برای اسرائیل نداشته و موجب شده بود که ضررهای زیادی را هم از بابت این اشغال متحمل گردد. سرانجام در سال 1964 شارون تصمیم گرفت برای ادامه تحصیل به فرانسه برود تا در رشته علوم سیاسی تحصیل کند.
آریل شارون، پس از بازگشت از فرانسه از سال 1965 تا 1969 فرماندهی ارتش شمال را بعهده گرفت و پس از گذراندن یک دوره آموزشی در انگلیس و ارتقای به درجه سرلشگری، از سال 1969 تا 1973 فرماندهی ارتش جنوب را عهده‌دار شد.
در سال 1972، شارون با اعلام مخالفت با تقسیم شهر رفح میان مصری‌ها و فلسطینی ها، 7000 مصری را از رفح آوراره کرد و مخالفان را اعدام کرد.
در جنگ سال 1973 با وجود شکست ارتش اسرائیل در جنگ با اعراب، به دنبال اقدامات متهورانه وی، سربازان اسرائیلی به او لقب (پادشاه اسرائیل) دادند. پس از همین جنگ بود که وی درپی بحران های بعد از جنگ که به (جنگ ژنرال‌ها) در اسرائیل معروف شد، از ارتش استعفا داد و وارد صحنه سیاست شد.
شارون در اولین انتخابات پارلمانی از سوی حزب تندرو (لیکود) توانست عضویت کنیست را به دست بیاورد. در سال 1975 اسحاق رابین نخست وزیر وقت اسرائیل وی را به عنوان مشاور نظامی خود انتخاب کرد.
در انتخابات سال 1977، شارون به دلیل محبوبیت زیادی که در اثر کشتار فسطینیان نزد صهیونیست‌ها داشت، در راس فهرست نامزدهای مستقل، به کنیست راه پیدا کرد. مناخیم بگین در این دوره او را به سمت وزیر کشاورزی و شهرک سازی منصوب کرد. زمان تصدی وزارت کشاورزی او با اشغال بیشتر زمین های فلسطینیان و سرقت آب های آنان هم زمان شد و وی توانست کشاورزی اسرائیل را با پشتیبانی آمریکا متحول سازد و شهرک‌سازی در این زمین‌های اشغالی شتاب بیشتری گرفت.
پس از آنکه ارتش رژیم صهیونیستی در اردن، به اردوگاه‌های فلسطینی یورش برد و سپتامبر سیاه را در تاریخ فلسطین رقم زد، نیروهای مقاومت فلسطین به لبنان رفتند و در جنوب لبنان مستقر شدند. پس از تصویب یک حمله همه جانبه به جنوب لبنان توسط رژیم صهونیستی، آریل شارون در سال 1981 به سمت وزارت جنگ برگزیده شد. در سال 1982 ارتش این رژیم با تجهیزات و سلاح های اهدایی آمریکا، انگلیس و فرانسه و پشتیبانی سیاسی، تبلیغی و اطلاعاتی ویژه آمریکا، به بیروت حمله کرد و دومین پایتخت عربی بعد از قدس را به اشغال درآورد. در همین سال بود که آریل شارون در 18 سپتامبر ، کشتار خونین صبرا و شتیلا را به پرونده جنایات خود افزود و تنها طی 36 ساعت 3500 فلسطینی را به شهادت رساند و مسئولیت این کشتار متوجه او شد؛ در این راستا دولت اسرائیل برای آرام کردن اوضاع، او را از کار برکنار کرد اما لقب قصاب صبرا و شتیلا هیچگاه جنایات وی را از اذهان فلسطینیان پاک نکرد.
در پی مخالفت‌های شدید وی با برکناریش، بگین تا سال 1984، او را به سمت مشاور خود منصوب کرد. در همین سال وی به عنوان وزیر صنایع و تجارت انتخاب شد و تا مارس 1990 در این پست ماند.
بعد از انتخابات 1996 و نخست وزیری نتانیاهو، او وزارت شهرک سازی و اسکان را به شارون محول کرد. در زمان تصدی شارون تعداد شهرک های صهیونیست نشین به 144 شهرک رسید. نتانیاهو در اصلاح کابینه خود در سال 1998، قبل از ایهود باراک او را برای وزارت خارجه برگزید.
آریل شارون در سپتامبر 1999، به دنبال کناره گیری نتانیاهو از رهبری حزب لیکود، رهبری این حزب تندرو را برعهده گرفت. او سپس در سپتامبر سال 2000، با حضور خود در مسجد الا قصی موجب خشم مسلمانان و درگیری های خونین میان فلسطینیان و نظامیان رژیم صهیونیستی و در نتیجه شروع انتفاضه الاقصی شد.
وی در دسامبر 2000، به عنوان نامزد حزب لیکود برای تصدی نخست وزیری معرفی شد و قول داد در صورت انتخاب، کار فلسطینیان را در 100 روز تمام کند و موقعیت رژیم اسرائیل را در منطقه تثبیت کند.
شارون سرانجام در ششم فوریه 2001 توانست به بالاترین مقام در رژیم صهیونیستی یعنی سمت نخست وزیری دست یابد. این مسأله برای او مجالی بوجود آورد تا به کشتار و قلع و قمع فلسطینیان با شدت تمام ادامه دهد.
شارون از سال 2001، با تشکیل (جوخه های ترور) از بین محکومین به اعدام و نظامیان زندانی، (همانند گردان 101 در دهه 50 میلادی)، آشکارا به ترور رهبران ارشد فلسطین بپردازد و طی آن «شیخ احمد یاسین»، «رنتیسی» و بسیاری دیگر از رهبران مقاومت فلسطین را به شهادت رساند.
شارون در این زمان کوشید تا با اجرای پروسه دیوار حائل، به عملیات‌های استشهادی در فلسطین خاتمه دهد، اما موفقیتی به دست نیاورد.
وی تا سال 2005، نه تنها نتوانست انتفاضه را خاموش کند و امنیت را برای جامعه خود به ارمغان بیاورد بلکه در نهایت مجبور شد به رغم ایدئولوژی حزب متبوعش مبنی بر اسرائیل بزرگ از بخشی از خاک فلسطین (نوار غزه) عقب نشینی کند.
در اکتبر سال 2005 و درپی اعتراضات شدید به شارون برای خروج از غزه و بروز اختلاف در کابینه وی و انحلال کنیست، شارون از حزب لیکود کناره گیری کرد.
وی در اولین اظهاراتش پس از کناره‌گیری از حزب لیکود، اعلام کرد، حزب جدیدش موسوم به «مسئولیت ملی» در جهت ترسیم مرزهای دائمی بین اسرائیل و فلسطینیان تلاش خواهد کرد و دیگر طرحی برای عقب‌نشینی یکجانبه از سرزمین‌های اشغالی ندارد.
آریل شارون، در بخشی ازکتاب خاطراتش با نام «جنگجو»، ضمن ابراز تأسف از کشته شدن فرزند دوازده ساله‌اش براثر بازی با اسلحه کمری شارون که باعث شد وی مدتی از عرصه فعالیت‌هایش دور شود، سیاست اسرائیل را چنین ابراز می‌کند: «سیاست اسرائیل مانند نرخ ارز در حال نوسان است، گاهی بالا می رود و گاهی پایین می‌آید».
شارون در ادامه در پاسخ به سؤالی که به نظر وی در آینده، اسرائیل بالا می رود یا پایین، می‌گوید: «احساس می‌کنم که صلاح‌الدین جدیدی برای اعراب خواهد آمد و این اسرائیل است که باید چنین روزی را در نظر داشته باشد!».


منبع : سایت مرکز اسناد انقلاب اسلامی www.irdc.ir




نویسنده: علی(چهارشنبه 28/10/1384 :: ساعت 2:16 صبح)

تنها کمتر از 48 ساعت از نشست وزرای خارجه سه کشور اروپایی و اعلام لزوم ارجاع پرونده ایران به شورای امنیت پس از نشست اضطراری آژانس، فرانسه با عقب‌نشینی از این موضع‌گیری شدید علیه ایران اعلام کرد: در اوضاع کنونی، تحریم ایران به صلاح نیست.
«آسوشیتدپرس» گفته است :فرانسه، نخستین کشوری است که اعلام کرده، تحریم ایران، premature و نابهنگام است و اکنون زمانی نیست که ایران را تحریم اقتصادی کنیم.
این در حالی است که کشورهای اروپایی، پنجشنبه گذشته، پس از این‌که ایران مراکز تحقیقاتی خود را گشود، درخواست ارسال پرونده هسته‌ای ایران به سازمان ملل متحد را کردند و همچنین سخن از برخوردهای جدی حتی در بعد نظامی با ایران را به میان آوردند.
فرانسه، یکی از بزرگ‌ترین شرکای تجاری ایران در قاره اروپاست و بخش وسیعی از کمپانی‌های این کشور در زمینه نفت و خودروسازی، معاملات گسترده‌ای با شرکت‌های ایرانی دارند که همین امر از عوامل عقب‌نشینی سریع فرانسه است.
«ژان باتیسته ماتی»، سخنگوی وزارت امور خارجه فرانسه گفت: تحریم ایران در این مقطع، بی‌موقع است و باید گام به گام با ایران در این زمینه هسته‌ای اقدام کرد.
به گفته او، حتی اگر آلمان و بریتانیا هم به دنبال تحریم ایران باشند، این اقدام آنان در شرایط کنونی نابهنگام است.
از سوی دیگر، «مارتین جیگر»*، سخنگوی وزارت خارجه آلمان هم می‌گوید: در حال حاضر تحریم بی‌موقع است و ما می‌خواهیم با شرکایمان در آژانس بین‌المللی انرژی اتمی سخن بگوییم و بعدا با شرکایمان در نیویورک هم صحبت خواهیم کرد چراکه تنها بعد از مذاکرات با شرکایمان می‌توانیم ببینیم در چه موقعیتی هستیم.


      اینست قدرت الهی که بدست ایران اسلامی


                        قدرت نمایی می کند 


     و باش تا صبح دولتت بدمد              کین هنوز از نتایج سحر است.


     -----------------------------------------------------------------


 * :  البته این جیگر ( مارتین جیگر) با اون جیگر برره ای


                از زمین تا آسمان فرق فوکوله !!!


 




نویسنده: علی(یکشنبه 25/10/1384 :: ساعت 1:1 صبح)

یک شخصیت عراقی که از معارضان حکومت صدام به شمار می‌رود اظهار داشته است : در سه سال گذشته، به دلیل سکوت شیعیان، کل تلفات نیروهای اشغالگر تنها چند هزار نفر بوده که علت آن هم، مواضع آیت‌الله سیستانی و مرجعیت شیعه بود که شیعیان را به پرهیز از خشونت و رویکرد صلح‌آمیز دعوت کرده و با هدف تثبیت حکومت مردمی در عراق، ما را از رویارویی با نیروهای اشغالگر برحذر داشته‌اند.



وی افزوده است : در این مدت، دشمن اصلی آمریکا، جریان سلفی‌ها و بعثی‌های باقی‌مانده از دوران صدام بوده‌اند که از دشمنان تاریخی مردم عراق به شمار می‌روند و در مقاطعی نیز که دست آنان به سربازان آمریکایی نرسیده، شمار زیادی از شهروندان مظلوم عراقی را به خاک و خون کشیده‌اند، اما به دلیل نداشتن جایگاه در عراق، توان قابل توجهی نداشته و ندارند.
 با این حال، مقامات آمریکایی باید بدانند که مرجعیت شیعه بر اساس اعتقادات مذهبی خود، مرزی نمی‌شناسد و رویکرد جدی مراجع قم به حوادث و فجایع عراق نیز از همین جا سرچشمه می‌گیرد.
شیعیان و علمای عراق، پیوند تنگاتنگی با مردم ایران دارند و خود را با آنان یکپارچه می‌دانند و بر همین اساس، در صورت وارد شدن هرگونه خدشه به جمهوری اسلامی ایران ـ که ام‌القرای تشیع به شمار می‌رود ـ ساکت نخواهند نشست و پاسخ شدیدی به اشغالگران آمریکایی خواهند داد.

وی گفته است : شیعیان عراق، تنها با فرمان مرجعیت شیعه و با هدف تثبیت حکومت مردمی، جنایات اشغالگران را تحمل کرده و آنها را چون بغضی در سینه دارند، اما با وقوع هرگونه حرکت تهدیدآمیز برای شیعیان جهان، پاسخ اشغالگران را خواهند داد.

وی در پایان تأکید کرد: اگر همه تلفات اشغالگران در عراق از سال 2003 تا 2005 در حد چند هزار نفر بوده است، با نخستین اقدام آمریکا علیه ایران، در اولین ماه‌های سال 2006، چند ده هزار کشته بر دست نیروهای آمریکایی در عراق خواهد ماند.




نویسنده: علی(یکشنبه 25/10/1384 :: ساعت 12:51 صبح)




با آغاز تحقیقات در مراکز هسته‌ای ایران، ایالات متحده و سه کشور اروپایی، تحرک گسترده‌ای را برای تصمیم‌گیری درباره نوع برخورد با ایران، آغاز کرده‌اند.

«نیویورک‌تایمز» از توافق تلفنی رایس با وزیر خارجه روسیه برای ارجاع پرونده ایران به شورای امنیت خبر داد. با این حال، خبرنگار این روزنامه نیز تعیین نکرده که روس‌ها و چینی‌ها، ایران را تنها گذارند.
هم‌زمان، مقامات سه کشور اروپایی نیز در نشستی درباره موضعگیری علیه ایران، به گفت‌وگو نشسته‌اند.

«نیویورک‌تایمز» نوشت: یک روز پس از فک پلمپ از تجهیزات اتمی ایران، تلاش‌های غرب برای مبارزه با ایران و ارجاع پرونده آن به شورای امنیت، افزایش یافته است.

روز چهارشنبه، «دیک چنی» در مصاحبه‌ با شبکه تلویزیونی «فاکس‌نیوز» گفت: راه‌حل این مسئله، در تحریم‌ها علیه ایران است که نمی‌توانند خود را با آن وفق دهند.در همین حال، تونی بلر نیز موضع‌گیری مشابهی داشته است.

توافق تلفنی روسیه با آمریکا نیز بر سر مخالفت نکردن در شورای حکام برای ارجاع پرونده ایران به شورای امنیت، پیامد دیگری است که روز سه‌شنبه و در تماس تلفنی بین «سرگئی لاروف»، وزیر امور خارجه روسیه و «کاندولیزا رایس» صورت گرفته است.

بنا بر اطلاعات رسیده، روسیه به آمریکا اعلام کرده است که ترجیح می‌دهد، بی‌طرف بماند تا این‌که با تلاش‌های آمریکا مخالفت کند.

«شون مک کورمک»، سخنگوی وزارت امور خارجه آمریکا نیز این تماس تلفنی را تأیید کرده است.
اما کارشناسان آمریکایی می‌گویند: هنوز هم در مورد نحوه عملکرد روسیه ـ متحد سنتی ایران ـ در صورت ارجاع پرونده به شورای امنیت، مشکوک هستند، اما دولت بوش، همین موافقت را پیروزی بزرگی دانسته و چند هفته آینده را احتمالا بر چین تمرکز خواهد کرد.

این در حالی است که به گزارش «واشنگتن‌پست»، وزرای خارجه فرانسه، انگلیس و آلمان که روابط نزدیکی با واشنگتن علیه ایران دارند، احتمالا امروز از آژانس درخواست تشکیل جلسه اضطراری برای پرونده ایران را خواهند کرد، اما جذب آرای اکثریت را وابسته به داشتن وقت در چند هفته آینده برای کار بر این قضیه می‌دانند. یک مقام اروپایی گفته است: احتمالا این جلسه در فوریه تشکیل خواهد شد.

به گزارش «نیویورک‌تایمز»، در مورد تحریم‌های احتمالی علیه ایران، می‌توان به ممنوعیت مسافرت دیپلمات‌های ایرانی، محدودیت‌هایی در زمینه قراردادهای تجاری یا ورزشی جدید و یا حتی تحریم‌های نفتی و گازوئیلی اشاره کرد.

اما کارشناسان هنوز هم پیوستن روسیه، چین و هند را به این تحریمات، قطعی و واضح نمی‌دانند.
«میشل بی ریس» از مدیران سابق سیاستگذاری وزارت امور خارجه آمریکا در دولت اول بوش، می‌گوید: بسیاری از راه‌حل‌های ممکن، مربوط به نقش ایران در جهان است. ایرانیان نسبت به موقعیت و مشروعیت خود در جهان بسیار حساسند؛ بنابراین، پیش از آن‌که چکش آخر را روی میز بزنیم، راه‌های زیادی وجود دارد.

یک مقام دیگر اروپایی در برابر این پرسش که آیا مرحله دیپلماسی با ایران پایان یافته است، گفت: خیر، بلکه تازه اول راه است؛ این مرحله با توجه به موضع‌گیری‌های اخیر احمدی‌نژاد در مورد اسرائیل، به نظر مؤثرتر نیز می‌آید.

احتمال اقدام نظامی نیز فعلا بسیار دور از ذهن است و اگر صحبتی هست، صحبت‌های جزیی و احتمالی است، چراکه هرگونه حمله هوایی برای از بین بردن تجهیزات اتمی ایران، باعث ایجاد مشکلات عدیده در عراق، اسرائیل و جاهای دیگر می‌شود.

آمریکا که به شدت در تلاش برای جذب حمایت‌های سیاسی کشورهای دیگر است، از پیروزی‌های پیاپی در این زمینه دم می‌زند، اما تاکنون دلیل قانع‌کننده‌ای بر این کار نبوده و گویا تنها موافقت روسیه در این‌باره جلب شده است.
مسئولان می‌گویند: اگر روسیه به پذیرش تحریم‌ها متمایل شود، دولت چین و اروپا نیز با این کار موافقت خواهند کرد.
ایران در ماه گذشته، دو سانحه هوایی داشته که عده‌ای بر این باورند ناشی از تحریم‌های تجاری و نبود قطعات هواپیما در ایران است.




نویسنده: علی(جمعه 23/10/1384 :: ساعت 10:28 عصر)

محمد سعیدی، معاون سازمان انرژی اتمی ایران، در یک نشست خبری اعلام داشت که شامگاه دوشنبه مجوز فک پلمب این تاسیسات از دفتر آژانس بین المللی انرژی اتمی در وین کسب شده بود و این مجوز روز سه شنبه، 10 ژانویه، با حضور بازرسان آژانس در تهران به اجرا گذاشته شده است.


آقای سعیدی گفت که در مورد آغاز به کار برخی مراکز تحقیقاتی با بازرسان آژانس توافق شده بود و این مراکز فعالیت خود را رسما آغاز کرده اند.


به گفته وی، انجام تحقیقات در زمینه غنی سازی اورانیوم منحصر به مکان خاصی نیست بلکه در تمامی مراکزی که از قبل به آژانس اعلام شده بود ادامه می یابد


بالاخره ایران به این نتیجه( از قبل مشخص) رسید که کشورهای اروپایی و امریکا درصدد تعامل با ایران نیستند و به کمتر از تعطیلی قطعی مراکز انرژی هسته ای ایران قانع نیستند و مثل اینست که ارثشان را طلبکارند!!؟


انرزی هسته ای حق مسلم ماست حقی که به ما نداده اند و آنرا بدست آورده ایم و مطمئنا آنرا به این سادگی ها از دست نخواهیم داد و به هیچ دولتمردی هم این اجازه را نخواهیم داد که بر سر این مسئله معامله کند ....!!؟


الحمدالله دولت جدید با رویکرد استقامت و پایداری در برابر فشارها که به لطف حق جواب هم داده است ایران را در موضع قدرت قرار داده است و این کشورهای غربی هستند که در برابر اقدام شجاعانه ایران در برداشتن پلمپ  مراکز تحقیقات انرژی هسته ای منفعل شده و در سردرگمی مانده اند و فقط می توانند به تهدید های پوچ روی بیاورند و دلیل اصلی منفعل شدن آنها پشتیبانی مردم ایران از اقدامات دولت در مسئله انرژی هسته ای و خواست آنهاست که دست هر تجاوزگری را کوتاه می نماید . اکثر فوتبالیست ها می دانند که بهترین دفاع حمله است و اینک ایران بجای جمع شده در زمین خودی و دفاع مطلق کردن به یک حمله جسورانه برای بدست آوردن و حفظ منافع ملی خود دست زده است کشورهای غربی نیک میدانند که ایران اسلامی درصدد ساخت بمب اتمی و حمله به کشورهای دیگر نیست اما آنها نمی توانند پیشرفتهای  جمهوری اسلامی ایران را و مخصوصا در انرژی هسته ای ببینند و دلیل اینست که اگر ایران در انرژی هسته ای پیشرفت نماید و بتواند وابستگی اقتصاد خود به  نفت را کاهش داده و در عوض فروختن نفت به بهایی اندک با تبدیل آن به  مواد پتروشیمی و گرانبها قیمت جهانی نفت را افزایش خواهد داد و از بعد سیاسی نیز به یک الگو و اسوه در جهان تبدیل خواهد شد که باعث  بسته شدن دست استعمارگران نوین و ابرقدرتها در چپاول کشورها می شود بنابراین تا جایی که بتوانند با ایران دشمنی کرده و راه پیشرفت آنرا سد خواهند کرد اما غافلند که با یک ملت نمی توانند در بیافتند و راهی که می پیمایند به ترکستان است .....!!؟ 




نویسنده: علی(چهارشنبه 21/10/1384 :: ساعت 1:31 صبح)

   1   2   3      >

لیست کل یادداشت های این وبلاگ